تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
سوم اينكه : منظور از آسمانهاى هفتگانه ، سيارات آسمان و يا خصوص بعضى از آنها از قبيل خورشيد و ماه و غير آن دو نيست . چهارم اينكه : اگر در آيات و روايات آمده كه آسمانها منزلگاه ملائكه است ، و يا ملائكه از آسمان نازل مىشوند ، و امر خداى تعالى را با خود به زمين مىآورند ، و يا ملائكه با نامه اعمال بندگان به آسمان بالا مىروند ، و يا اينكه آسمان درهايى دارد ، كه براى كفار باز نمىشود و يا اينكه ارزاق از آسمان نازل مىشود ، و يا مطالبى ديگر غير اينها ، كه آيات و روايات متفرق بدانها اشاره دارد ، بيش از اين دلالت ندارد كه امور مزبور نوعى تعلق و ارتباط با آسمانها دارند . اما اينكه اين تعلق و ارتباط نظير ارتباطى كه ما بين هر جسمى با مكان آن جسم مىبينيم ، بوده باشد ، آيات و روايات هيچ دلالتى بر آن ندارد ، و نمىتواند هم داشته باشد ، چون جسمانيت مستلزم آن است كه محكوم به نظام مادى جارى در آنها باشد ، همانطور كه عالم جسمانى محكوم به دگرگونى ، تبدل و فنا و سستى است ، آن امور هم محكوم به اين احكام بشود . آرى امروز اين مساله واضح و ضرورى شده كه كرات و اجرام آسمانى هر چه و هر جا كه باشند ، موجودى مادى و عنصرى جسمانى هستند كه آنچه از احكام و آثار كه در عالم زمينى ما جريان دارد ، نظيرش در آنها جريان دارد . و آن نظامى كه در آيات شريفه قرآن براى آسمان و اهل آسمان ثابت شده و آن امورى كه در آنها جريان مىيابد ، و در تفسير آيات مورد بحث بدانها اشاره شد ، هيچ شباهتى به اين نظام عنصرى و محسوس در عالم زمينى ما ندارد ، بلكه به كلى منافى با آن است . علاوه بر اين ، اصلا در روايات آمده : ملائكه از نور خلق شده‌اند و غذايشان تسبيح خدا است . و اينكه خلقتشان چگونه است ، و اينكه خلقت آسمانها و آسمانيان چطور است هيچ شباهت و ربطى با نظام جارى در زمين ندارد . پس ملائكه براى خود عالمى ديگر دارند ، عالمى است ملكوتى كه ( نظير عالم مادى ما ) هفت مرتبه دارد ، كه هر مرتبه اش را آسمانى خوانده‌اند و آثار و خواص آن مراتب را آثار و خواص آن آسمانها خوانده‌اند ، چون از نظر علو مرتبه و احاطه اى كه به زمين دارند ، شبيه به آسمانند كه آن نيز نسبت به زمين بلند است و از هر سو زمين را احاطه كرده و اين تشبيه را بدان جهت كرده‌اند كه دركش تا حدى براى ساده دلان آسان شود .