تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
اين علوم وقتى وحى آسمانى و معارف نبوى را مىشنيدند ، اظهار بىاعتنايى مىكردند و به علم خود مىباليدند . اين تفسير هم مانند تفسير قبلى است ، به اضافه اينكه با احدى از امتهاى گذشته كه قرآن كريم در اين آيات سرگذشتشان را بيان مىكند تطبيق نمىكند ، چون نه امت نوح از فلاسفه يونان و دهرى مسلك بودند و نه قوم عاد ، نه قوم ثمود و نه قوم ابراهيم ، و لوط و شعيب و سايرين . يكى « 1 » ديگر اينكه : اصل معناى آيه اين است كه : وقتى رسول هر امتى با بينات مىآمد ، از آمدن علم انبيا خوشحال نمىشدند ، چيزى كه هست به جاى اين عبارت فرموده : « از جهلى كه خود داشتند خوشحالى مىكردند » ، و سپس از باب طعنه و تعريض به جاى كلمه « جهل » ، « علم » را آورد و فرمود : * ( « فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ » ) * . و اين تفسير علاوه بر اينكه روبراه نيست و از فهم دور است ، اشكال وجه اول هم بر آن وارد است . يكى « 2 » ديگر اينكه : ضمير در « فرحوا » به كفار و ضمير در « عندهم » به رسولان بر مىگردد و معناى آن اين است كه : كفار به علمى كه نزد انبيا بود ، خوشحالى مىكردند ، يعنى خنده و مسخره مىنمودند . اشكال اين وجه اين است كه لازمه آن مختل شدن ضميرهايى است كه همه در يك سياق قرار دارند ، مثل اينكه عبارت « عوام به علمى كه داشتند خوشحالى مىكردند » را معنا كنيم به اينكه « عوام به علمى كه علما داشتند به عنوان مسخرگى خوشحالى مىكردند » . علاوه بر اين خنده و مسخرگى كردن خودش واژه مخصوص دارد ، و معنا ندارد واژه « فرح - خوشحالى » را در آن به كار بگيرد ، و به فرضى هم به خاطر جهاتى استعمال كنند ، بايد قرينه اى در كلام بياورند و در آيه چنين قرينه اى نيست . يكى « 3 » ديگر اين است كه : دو ضمير در « فرحوا » و در « عندهم » به رسل برمىگردد و معناى آيه اين است كه : رسولان وقتى به سر وقت قوم خود آمدند و ديدند كه چقدر جاهلند و تا چه حدى بر كفر وجود خود پافشارى دارند و نيز از همين جا فهميدند كه چه عاقبت بدى در پى دارند ، شكر خدا را كردند كه مثل ايشان نيستند و به علمى كه خود داشتند آن هم علم به حق خوشحال گشتند . اشكال اين وجه آن است كه سياق آيات بهترين شاهد است بر اينكه اين آيه در مقام بيان حال كفار است ، نه حال انبيا و مىخواهد بفرمايد : كفار بعد از آنكه انبيا به سراغشان مىرفتند ، چه عكس العملى از خود نشان مىدادند و چگونه در اثر نپذيرفتن دعوت انبيا
هامش
( 1 و 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 91 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 540 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى