آيا اين مردم در زمين هيچ سير نكردند تا ببينند عاقبت آنها كه قبل از ايشان بودند چه شد ؟ با اينكه عددشان بيش از اينها و نيرويشان قوىتر از اينها بود و آثار بيشترى در زمين داشتند و عملكردشان هيچ سودى به حالشان نكرد ( 82 ) .
آنها نيز هر وقت رسولانشان معجزات روشن مىآوردند گوششان بدهكار نبود خشنود و سرگرم دانش خود بودند و در نتيجه اثر استهزايشان گريبانشان را گرفت ( 83 ) .
پس همين كه عذاب ما را بديدند گفتند ما تنها به خدا ايمان آورده و به آنچه شريك خدا مىپنداشتيم كفر مىورزيم ( 84 ) .
ولى ايمانشان بعد از ديدن عذاب ما هرگز سودى به حالشان نداشت اين خود سنتى است از خدا كه همواره در بندگانش جريان دارد در اينجاست كه كافران زيانكار مىشوند ( 85 ) .
بيان آيات
در اين آيات براى چندمين بار به ذكر پاره اى از آيات و ادله توحيد برگشت نموده مردم را به عبرتگيرى از حال امتهاى گذشته ، كه هلاك شدهاند و از سنتى كه در بين آنها جارى ساخته ، ارجاع مىدهد . و آن سنت اين است كه نخست در بين هر امتى رسولى مبعوث مىكند و سپس بين آن رسول و امتش قضاء مىراند و آن قضاء بالآخره به خسران كفار از آنان منجر مىشود و در اينجا سوره خاتمه مىيابد .
* ( « اللَّه الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَنْعامَ لِتَرْكَبُوا مِنْها وَمِنْها تَأْكُلُونَ » ) * خداى سبحان از بين همه چيزهايى كه آدميان در زندگى از آن منتفع مىشوند ، و تدبير امر انسانها بدانها بستگى دارد ، چارپايان را نام مىبرد كه مراد از آن شتر و گاو و گوسفند است ، هر چند كه بعضى « 1 » گفتهاند : مراد از آن در اينجا تنها شتر است .
* ( « جَعَلَ لَكُمُ الأَنْعامَ لِتَرْكَبُوا مِنْها وَمِنْها تَأْكُلُونَ » ) * - « جعل » در اينجا به معناى آفريدن و يا مسخر كردن است . و لام در جمله « لتركبوا » لام غرض است . و حرف « من » براى تبعيض است . و معناى آيه اين است كه : خداى سبحان براى خاطر شما چارپايان را بيافريد ، ( و چارپايان را براى شما مسخر كرد ) . غرض از اين خلقت و يا تسخير اين است كه شما بر بعضى از آنها مانند يك قسم از شتران سوار شويد و از شير بعضى ديگر مانند قسمى از شتر و گاو و گوسفند بخوريد .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 89 .