تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
سوره متعرض آن مىشود . * ( « وَما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه . . . » ) * - كلمه « آيت » هر چند اعم از معجزه اى است كه يك پيامبر براى تاييد رسالت خود مىآورد بلاهايى كه خدا به منظور نصرت دادن به حق و داورى عملى بين هر پيامبر و امتش مىفرستد و ليكن در آيه مورد بحث - به طورى كه از سياق استفاده كرده‌ايم - منظور قسم دوم است . * ( « فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّه قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ » ) * - يعنى و چون امر خدا به عذاب صادر شود ، به حق داورى مىشود ، يعنى حق را غالب و باطل را رسوا مىكند و در اين هنگام است كه افرادى كه به باطل تمسك مىكرده‌اند زيانكار مىشوند ، هم در دنيا و هم در آخرت ، اما در دنيا دچار هلاكت مىگردند ، و اما در آخرت به عذاب دائم مبتلا مىشوند . بعضى « 1 » از مفسرين به اين آيه شريفه استدلال كرده‌اند بر اينكه : بعضى از پيغمبران بوده‌اند كه داستانشان در قرآن نيامده . و ليكن اين استدلال درست نيست ، زيرا آيه شريفه در مكه نازل شده و بيش از اين دلالت ندارد كه تا اين تاريخ ، سرگذشت بعضى از انبيا را برايت شرح نداده‌ايم ، ولى در سوره نساء كه بعد از سوره مورد بحث و در مدينه نازل شده ، مىفرمايد : « وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَرُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ » « 2 » يعنى سرگذشت پيغمبرانى را قبلا برايت گفتيم و بعضى ديگر را نگفتيم ، و به همين جهت مىبينيم در سوره هايى كه بعد از سوره نساء نازل شده ، نام هيچ يك از انبيايى كه نامشان در قرآن آمده برده نشده ( و خلاصه اينكه آيه مورد بحث دلالتى بر اين مدعا ندارد ، ولى آيه سوره نساء اين دلالت را دارد ) . و در مجمع البيان است كه از على ( ع ) روايت شده كه فرمود : خداى تعالى پيغمبرى سياه چهره مبعوث كرد و داستان او را در قرآن براى ما بيان نفرمود « 3 » . و نيز الدر المنثور ، نظير اين معنا را از تفسير أوسط طبرانى ، و از ابن مردويه ، از آن جناب روايت كرده « 4 » .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 88 . ( 2 ) سوره نساء ، آيه 164 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 533 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 357 .