مىدهد كه يارىاش خواهد كرد . و دلگرمش مىكند به اينكه وعده خدا حق است .
* ( « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّه أَنَّى يُصْرَفُونَ » ) * جمله * ( « ألَمْ تَرَ ) * - آيا نمىبينى » تعجب را مىرساند . و كلمه « انى » به معناى « كيف - چگونه » است . و معناى آيه اين است كه : آيا تعجب نمىكنى - و يا - آيا تعجب نكردى از امر اين اشخاصى كه در آيات خدا مجادله مىكنند ، چگونه از حق به سوى باطل و از هدايت به سوى ضلالت منحرف مىشوند ؟
و منظور از اينكه در اين آيه باز متعرض حال مجادلين شده ، اين است كه اشاره كند كه اين طايفه از حق و هدايت منحرف شدهاند و اينكه سرانجام چه سرنوشتى خواهند داشت .
ولى در آيه « إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّه بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيه » متعرض حال آنان شده ، از اين جهت كه چه عاملى باعث مىشود در مقابل حق جدال كنند ، و آن را عبارت مىداند از كبر ، و آن گاه مىفرمايد : به آن كبريايى كه در سر مىپرورانند نمىرسند . پس آيه مورد بحث تكرار آيه مزبور نيست ، بلكه هر يك از آن دو يك جهت را متعرضند .
از اين بيان اشكالى كه در كلام بعضى از مفسرين « 1 » هست روشن مىشود ، مفسر نامبرده گفته است : تكرار كردن مساله مجادله ، بايد محمل صحيحى داشته باشد ، و آن اين است كه :
بگوييم مجادلين متعدد بودهاند ، آن مجادلينى كه آيه قبلى متعرض حالشان بود ، غير از آن مجادلين هستند كه در آيه مورد بحث نامبرده شدهاند . و يا بگوييم مورد مجادله متعدد بوده ، مثل اينكه مجادله در آيه سابق در مساله معاد بوده ، و مجادله در آيه مورد بحث در مساله توحيد بوده است .
و خواننده از بيان سابق ، متوجه اشكالى كه بر اين مفسر وارد است مىباشد . علاوه بر اين ، از گفتار او پيداست كه اصلا متوجه غرض اين سوره نبوده است .
* ( « الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ وَبِما أَرْسَلْنا بِه رُسُلَنا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » ) * آنچه از سياق آيات بعدى برمىآيد اين است كه مراد از اين مجادلين تنها مجادلين با پيامبر است بنا بر اين مناسبتر اين مىباشد كه بگوييم : مراد از « كتاب » هم قرآن كريم است ، و مراد از جمله * ( « بِما أَرْسَلْنا بِه رُسُلَنا » ) * كتابها و اديانى است كه ساير انبياء ( ع ) آوردهاند ، در نتيجه وثنيت كه قرآن و ساير كتابهاى آسمانى را منكرند در
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 85 .