وسيله هدايت است و هدايت هم همانا هدايت خدا است .
و مراد از جمله * ( « وَما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ » ) * اموات است يعنى كفارى هستند كه خاصيت پذيرفتن هدايت را ندارند ، چون دلهايشان مهر خورده .
* ( « إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ » ) * اين انحصار كه مىفرمايد : « تو بجز نذير چيز ديگرى نيستى » ، انحصار حقيقى نيست ، بلكه انحصار نسبى است ، و معنايش اين است كه : تو وظيفه اى به جز انذار خلق ندارى ، و اما هدايت آنكه هدايت مىشود ، و اضلال آنكه گمراه است و هدايت نمىپذيرد به خاطر اينكه خدا به كيفر اعمال زشتش گمراهش كرده ، كار خداى سبحان است . و اگر در مقابل « نذير » كلمه « بشير » را ذكر نكرد ، با اينكه آن جناب هر دو صفت را داشت ، براى اين بود كه مقام ، مقام انذار به تنهايى بود ، و مناسبت اقتضا مىكرد تنها متعوض اين صفت شود ، علاوه بر اين در آيه بعدى ، هر دو صفت را آورده بود .
* ( « إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَنَذِيراً وَإِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ » ) * مفاد اين جمله آن طور كه سياق اقتضاء دارد ، اين است كه : ما تو را فرستاديم ، تا بشير و نذير باشى ، و اين كار ما كارى نوظهور و غريب نيست ، براى اينكه هيچ امتى از امم گذشته نيست ، مگر آنكه نذيرى در آنها بوده و گذشته ، و اين فرستادن بشير و نذير از سنتهاى جارى خدا است ، كه همواره در خلقتش جريان دارد .
و از ظاهر سياق برمىآيد كه مراد از نذير پيغمبرى است كه از ناحيه خدا مبعوث شود .
ولى بعضى « 1 » از مفسرين نذير را به مطلق كسانى تفسير كردهاند كه بشر را انذار مىكنند ، چه پيغمبر باشد و چه عالمى از علماء ليكن اين تفسير خلاف ظاهر آيه است .
بله اين هم از آيه برنمىآيد كه نذير هر امتى ، از خود آن امت بوده ، چون نفرموده « خلا منها - از افراد آن امت نذيرى بوده و گذشته » بلكه فرموده : « * ( خَلا فِيها ) * - در آن امت نذيرى بوده و گذشته » .
* ( « وَإِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَبِالزُّبُرِ وَبِالْكِتابِ الْمُنِيرِ » ) * كلمه « بينات » به معناى آيات و معجزاتى است كه به حقانيت رسولان شهادت دهد .
و كلمه « زبر » جمع زبور است ، و شايد مراد از آن به قرينه اينكه مقابل كتاب قرار گرفته ،
هامش
( 1 ) تفسير روح المعانى ، ج 22 ، ص 188 .