پس نبوت و انذار در هر امتى لازم و واجب است ، و مستلزم آن نيست كه به طور ضرورى و حتمى تمامى افراد آن امت از هدايت پيغمبر خود برخوردار شوند ، و دعوت او به گوش يك يك اشخاص برسد .
و ممكن است بعضىها دعوت او را از خود او نشنوند ، بلكه با واسطه و يا وسايطى بشنوند ، و بعضى هم اصلا به گوششان نخورد ، و علل و اسبابى بين او و آن دعوت حايل شود ، در نتيجه هر فردى كه دعوت متوجه او شد و به گوشش رسيد حجت بر او تمام مىشود و هر فردى كه دعوت پيغمبرش به گوشش نرسيد ، حجت بر او تمام نيست ، و او جزو مستضعفين است ، كه امرشان به دست خدا است ، و خدا هم در باره آنان فرموده : « إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا » « 1 » .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه : احمد ، ترمذى - وى حديث را صحيح دانسته - ، و نسايى ، و ابن ماجه در ذيل آيه * ( « وَلا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى » ) * از عمرو بن احوص روايت كردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) در حجة الوداع فرمود : آگاه باشيد كه هيچ كس جنايتى مرتكب نمىشود ، مگر آنكه از خودش بايد قصاص كرد ، و هيچ پدرى به جاى فرزندش قصاص نمىشود ، و هيچ فرزندى به جاى پدرش كه جنايت كرده قصاص نمىشود « 2 » .
و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « إِنَّ اللَّه يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ وَما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ » ) * از امام ( ع ) نقل كرده كه فرموده : منظور كفارند ، كه از تو چيزى نمىشنوند ، همانطور كه مردگان اهل قبور چيزى نمىشنوند « 3 » .
و در الدر المنثور است كه : ابو سهل سرى بن سهل جنديشاپورى ، پنجمين حديث خود را از طريق عبد القدوس ، از ابى صالح ، از ابن عباس ، روايت كرده كه در ذيل جمله « إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى * ( وَما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ ) * » گفته رسول خدا ( ص ) در جنگ بدر ، بر كنار كشته شدگان بدر مىايستاد ، و مىفرمود : اى فلان بن فلان ، آيا
هامش
( 1 ) مگر ضعيف شدگانى از مردان و زنان و كودكان ، كه چاره اى نداشته ، و نتوانستند راه خدا را بيابند . سوره نساء ، آيه 98 .
( 2 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 284 .
( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 209 .