كرده ، علمى كه آميخته با جهل نيست ، كتابى است بر حق كه با هيچ باطلى آميخته نيست ، چنين كتابى چگونه ممكن است با تكذيب مشتى جاهل و كوته بين باطل گردد ، مشتى افراد ظاهربين كه از زندگى دنيا چيزى جز ظاهر آن نمىدانند و مىخواهند با جدال باطل حق را از بين ببرند .
و گواه بر اين بيانى كه ذكر كرديم ، و گفتيم عنايت در آيه شريفه به مساله علم است آيه اى است كه به زودى مىآيد كه در آن دعاى ملائكه را حكايت مىكند كه براى مؤمنين طلب مغفرت مىكنند و مىگويند : * ( « رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ » ) * - در اين آيه دقت بفرماييد .
* ( « لا إِله إِلَّا هُوَ إِلَيْه الْمَصِيرُ » ) * - در اينجا ذكر كلمه توحيد « لا إله الا اللَّه » براى آن است كه به وجوب پرستش خداى يگانه اشاره كرده باشد تا دعوت دينى كه با تنزيل كتاب آغاز شده ، بى اثر و لغو نباشد و بعد از كلمه مزبور مساله بازگشت تمامى مردم به سوى خدا ، يعنى مساله معاد را ذكر كرد ، تا به اين نكته اشاره كند كه اصلا او علت عمده و داعى اصلى به سوى ايمان به كتاب و پيروى آن است چون اعتقاد به روز حساب باعث مىشود كه مردم در بين خوف و رجا قرار گيرند ، خوف از عذاب ، و اميد به ثواب كه هم آن انسان را به عبادت وامىدارد ، و هم اين .
* ( « ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّه إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ » ) * بعد از آنكه تنزيل كتاب را ذكر فرمود و به حجتى باهره بر حقانيت آن اشاره نمود ، حجتى كه از صفات كريمه مذكور در دو آيه قبل استفاده مىشد و مىفهمانيد كه قرآن كريم به علم خدا نازل شده كه آميخته با جهل نيست و به حق نازل شده ، حقى كه هيچ باطلى نمىتواند آن را از بين ببرد ، اينك در اين آيه متعرض حال كسانى شده كه با جدال به باطل مىخواهند با حجتهاى حق مقابله كنند و بدين منظور به طور اشاره مىفرمايد : اينطور اشخاص اهل عقابند و از قلم خدا نمىافتند و خدا از ايشان غافل نيست ، چون همانطور كه كتاب را نازل كرده تا مظهرى براى دو نام * ( « غافِرِ الذَّنْبِ » ) * و * ( « قابِلِ التَّوْبِ » ) * فراهم گشته ، جمعى را بيامرزد ، و توبه شان را بپذيرد ، همچنين آن را نازل كرد تا مظهرى براى نام * ( « شَدِيدِ الْعِقابِ » ) * محقق گردد ، و اهل عقابى باشد تا عقابش كند ، پس پيامبر نبايد از جدال آنان ناراحت شود و از حال و وضعى كه در آنان مشاهده مىكند مغرور نگردد و فريب نخورد .
پس اگر فرمود * ( « ما يُجادِلُ فِي آياتِ اللَّه » ) * و نفرمود « ما يجادل فى القران » ، براى اين است كه جمله دلالت كند بر اينكه جدالى كه كفار مىكنند جدال در حق است كه آيات
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 462
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٤٦٢