تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
آن به حساب خلايق برسند ، و همچنين آوردن انبياء و شهداء بدين جهت نيست كه خدا از اعمال بندگان بىاطلاع است و محتاج است تا آگاهان و گواهان بيايند و شهادت دهند ، بلكه بدين منظور است كه حكمش بر اساس عدالت اجرا گردد . و گرنه او به هر چه كه خلايق مىكنند آگاه است . آيه سابق در باره اصل قضاى خدا و حكم او بود ، و آيه مورد بحث در خصوص اجراى آن است و آيات بعدى همين اجرا را تفصيل مىدهد . * ( « وَسِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ . . . » ) * كلمه « سيق » ماضى مجهول از مصدر « سوق » به - فتحه سين و سكون واو - است ، و به طورى كه در مجمع البيان « 1 » گفته به معناى به حركت واداشتن است « 2 » . و كلمه « زمر » جمع « زمرة » است كه - به طورى كه در صحاح « 3 » آمده - به معناى جماعتى از مردم است . و معناى آيه چنين است : در قيامت كفار را دسته دسته از پشت سر به سوى جهنم مىرانند . * ( « حَتَّى إِذا جاؤُها » ) * و چون به جهنم مىرسند * ( « فُتِحَتْ أَبْوابُها » ) * درهاى آن باز مىشود ، تا داخل آن شوند . و از اينكه در اينجا فرمود درهاى آن باز مىشود معلوم مىشود درهاى متعددى دارد . آيه « لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ » « 4 » به اين معنا تصريح مىكند ، * ( « وَقالَ لَهُمْ خَزَنَتُها » ) * ، خازنان دوزخ يعنى ملائكه اى كه موكل بر آنند ، از در ملامت و انكار برايشان مىگويند : * ( « ألَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ » ) * ، آيا رسولانى از خود شما يعنى از نوع خود شما انسانها به سويتان نيامدند ؟ « يتلون » تا بخوانند * ( « عَلَيْكُمْ آياتِ رَبِّكُمْ » ) * بر شما آيات پروردگارتان را ؟ و آن حجتها و براهينى كه بر وحدانيت خدا در ربوبيت ، و وجوب پرستش او دلالت مىكند برايتان اقامه كنند ؟ * ( « قالُوا بَلى » ) * گفتند چرا چنين رسولانى براى ما آمدند ، و آن آيات را براى ما خواندند ، « و لكن » زير بار نرفتيم و آنان را تكذيب كرديم ، و در نتيجه * ( « حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْكافِرِينَ » ) * فرمان خدا و حكم ازلىاش در باره كفار به كرسى نشست . و منظور از « كلمه عذاب » همان است كه در هنگامى كه به آدم فرمان مىداد به زمين فرود آيد ، فرمود :
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 510 . ( 2 ) « سائق » آن راى گويند كه حيوان راى از پشت سر براند ، و رائد آن راى كه از جلو مهارش راى بكشد . مترجم ( 3 ) صحاح اللغة ، ماده « زمر » . ( 4 ) سوره حجر ، آيه 44 .