تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
مىكند ، چون - قبلا هم مكرر گفته‌ايم - كه خلقت جداى از تدبير نيست ، به همين جهت در مقام استناد خلقت به خدا ، منتقل مىشود به اينكه ملك هم مختص به خداست ، و مىفرمايد : * ( « لَه مَقالِيدُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ » ) * . و از اختصاص ملك براى خدا ، منتقل مىشود به اينكه پس خدا وكيل بر هر چيز و قائم مقام آن در تدبير امر آن است . و ما در سابق در ذيل آيه « ذلِكُمُ اللَّه رَبُّكُمْ لا إِله إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » « 1 » در جلد هفتم اين كتاب گفتارى پيرامون معناى شمول خلقت نسبت به همه چيز گذرانديم .
* ( « وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ » ) * و اين بدان جهت است كه خلقت و هستى هر چيز منتهى به دو است ، و اين اقتضا دارد كه او مالك هر چيز باشد ، پس هيچ موجودى از موجودات مالك چيزى نيست ، نه خودش را و نه چيز ديگر را كه از وجود خودش ترشح مىشود ، مگر به تمليكى از خداى تعالى ، پس هر چيزى كه تصور شود ، به خاطر فقر مطلقش مالك هيچ تدبيرى نيست . و خدا مالك تدبير آن است . و اما تمليك خدا نسبت به هستى آن موجود ، و عمل آن ، نيز نوعى از تدبير خدا است و ملك او را تاكيد مىكند ، نه اينكه با مالكيتش منافات داشته باشد ، حتى اگر ملائكه را وكيل خود بر چيزى از امور مىكند اين خود قوت وكالت خودش را مىرساند ، نه اينكه امرى را به آن ملائكه تفويض كرده باشد ، و دست وكالت خود را بسته باشد ، ( بخلاف تمليك ما و توكيل ما ، كه وقتى چيزى را به كسى تمليك مىكنيم ، ديگر خود مالك آن نيستيم ، و يا اگر كسى را وكيل در كارى مىكنيم دامنه دخل و تصرفات خود را كمتر مىكنيم ) - دقت بفرماييد . و كوتاه سخن آنكه : وقتى هر موجودى از موجودات كه فرض شود مالك خود نباشد ، قهرا خداى سبحان وكيل او و قائم مقام او و مدبر امر او خواهد بود ، حال چه اينكه موجود فرض شده از اسباب عالم باشد و چه از مسببات ، پس هر چه باشد خداى سبحان يگانه ، رب او است . پس روشن شد كه جمله مورد بحث در اين مقام است كه به يگانگى خدا در ربوبيت اشاره كند ، و مقصود هم بيان همين نكته است . پس اينكه بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند : ذكر
هامش
( 1 ) سوره انعام ، آيه 102 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 24 ، ص 21 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 437 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى