تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
با جمله * ( « ذلِكُمُ اللَّه رَبُّكُمْ . . . » ) * ختم مىشود ، تقريبا صريح در اين است كه آيه مورد بحث مربوط به ما قبل نباشد ، و بيانى مستقل و از نو براى احتجاج بر توحيد ربوبيت باشد .
پس اين آيه و آيه بعدش در اين سياق و مقامند كه توحيد در ربوبيت را اثبات كنند . در اين دو آيه بين خلقت و تدبير جمع شده ، و اين بدان جهت است كه هم چنان كه - بارها گفته‌ايم - اثبات وحدت خالق مستلزم ابطال مرام مشركين نيست ، چون مشركين هم خالق را واحد و خلقت و ايجاد را منحصر در خداى تعالى مىدانند ، و به همين جهت خداى سبحان در كلام عزيزش هر جا در صدد اثبات توحيد در ربوبيت و الوهيت ، و ابطال مسلك مشركين بر مىآيد ، بين خلقت و تدبير جمع مىكند و به اين نكته اشاره مىكند كه تدبير خارج از خلقت نيست ، بلكه به يك معنا همان خلقت است ، هم چنان كه خلقت به يك معنا همان تدبير است . و با اين بيان است كه احتجاج عليه شرك تمام مىشود ، و به مشركين كه معتقدند تدبير عالم واگذار به ارباب شده مىفهماند كه تدبير نيز مانند خلقت منحصر در خداى تعالى است . پس جمله * ( « خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ » ) * اشاره است به مساله خلقت ، و جمله « بالحق » - با در نظر گرفتن اينكه « باء » در آن براى ملابست است - اشاره است به مساله بعث و قيامت ، چون خلقت وقتى به حق و غير باطل است كه غرض و غايتى در آن باشد ، و خلقت به سوى آن غرض سوق داده شود . و اين همان بعث است كه خداى تعالى در باره اش فرموده : « وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا » « 1 » . و جمله * ( « يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَيُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ » ) * به مساله تدبير اشاره مىكند . در مجمع البيان در باره كلمه « يكور » گفته است : تكوير عبارت است از اين كه بعضى از اجزاى چيزى را روى بعض ديگرش بيندازيم « 2 » بنا بر اين مراد انداختن شب است روى روز و انداختن روز است بر روى شب . در نتيجه عبارت مزبور استعاره به كنايه مىشود . و معنايش نزديك به معناى آيه « يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ » « 3 » مىگردد ، و مراد از آن پشت سر هم قرار گرفتن شب و روز به طور استمرار است كه لا ينقطع مىبينيم روز شب را و شب روز را پس مىزند و خود ظهور مىكند ، و اين همان مساله تدبير است . * ( « وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُسَمًّى » ) * - يعنى خداى سبحان خورشيد و
هامش
( 1 ) ما زمين و آسمان و آنچه را ما بين آن دو است به باطل نيافريديم . سوره ص ، آيه 27 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 488 . ( 3 ) سوره اعراف ، آيه 54 .