تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
* ( « لَوْ أَرادَ اللَّه أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لَاصْطَفى مِمَّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ سُبْحانَه هُوَ اللَّه الْواحِدُ الْقَهَّارُ » ) * اين آيه شريفه احتجاجى است عليه اين اعتقاد مشركين كه خدا فرزند براى خود گرفته و نيز عليه اين اعتقاد ديگر بعضى از ايشان است كه ملائكه دختران خدايند . و اعتقاد به فرزند داشتن خدا در بين عموم وثنىها شايع است ، البته با اختلافى كه در مذاهب خود دارند ، مثلا نصارى معتقدند كه مسيح پسر خداست و يهوديان بنا به حكايت قرآن معتقدند به اينكه عزيز پسر خداست ، و گويا منظور اين دو مذهب از پسر بودن مسيح و عزيز براى خدا صرف احترام از آن دو باشد . و مساله فرزند داشتن خداى تعالى به هر معنايى كه باشد اقتضا دارد كه بين پدر و فرزند شركتى باشد . حال اگر فرزند حقيقى باشد ، يعنى فرزند از پدر مشتق و متولد شده باشد ، لازمه اش اين مىشود كه آن شركت هم شركت حقيقى باشد ، يعنى فرزند در ذاتش و خواصش و آثارى كه از ذات او سرچشمه مىگيرد عين پدر باشد ، همان طورى كه فرزند بودن يك انسان براى انسانى ديگر اقتضاى همين شركت را دارد ، يعنى او هم مانند پدرش انسانيت و لوازم آن را دارد . و اگر مساله فرزندى آنها براى خدا يك تشريف و احترامى باشد ، نظير فرزندى يك فرد براى اجتماع كه آن را « تبنى » مىگويند در اين صورت بايد اين فرزند با پدرش در شؤونات خاصه او شريك باشد ، مثلا اگر او در اجتماع سيادت و آقايى دارد و يا ملك و املاك و يا حيثيت و آبرو و يا تقدم و وراثت و پاره اى احكام نسب را دارد ، فرزند هم بايد داشته باشد . و حجتى كه در آيه اقامه شده دلالت مىكند بر اينكه فرزند گرفتن بر خداى تعالى به هر دو معنا محال است . پس جمله * ( « لَوْ أَرادَ اللَّه أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً » ) * جمله اى است شرطيه و به خاطر اين كه كلمه « لو » كه دلالت بر امتناع مدلول خود دارد ، بر سر آن آمده مىفهماند كه چنين چيزى ممكن نيست . و معناى جمله * ( « لَاصْطَفى مِمَّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ » ) * اين است كه : اگر خدا مىخواست فرزندى براى خود بگيرد از هر مخلوقى كه خودش مىخواست مىگرفت . و خلاصه آن كسى را فرزند خود مىگرفت كه متعلق مشيت و اراده اش باشد . اين آن معنايى است كه از سياق استفاده مىشود . و اگر فرمود : * ( « مِمَّا يَخْلُقُ » ) * براى اين است كه ماسواى خدا هر چه فرض شود مخلوق اوست . و اينكه فرمود : « سبحانه » تنزيهى است از خداى سبحان . و جمله * ( « هُوَ اللَّه الْواحِدُ