تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
* ( « رَحْمَةً مِنَّا وَذِكْرى لأُولِي الأَلْبابِ » ) * - كلمه « رحمة » مفعول له است . و معناى جمله اين است كه : ما اين كار را كرديم براى اينكه رحمتى از ما به وى بوده باشد ، و نيز تذكرى براى صاحبان عقل باشد تا با شنيدن سرگذشت آن جناب متذكر شوند . * ( « وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِه وَلا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناه صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّه أَوَّابٌ » ) * در مجمع البيان مىگويد : كلمه « ضغث » به معناى يك مشت پر از شاخه درخت و يا از گياه و يا از خوشه خرما است « 1 » و ايوب ( ع ) سوگند خورده بود كه اگر حالش خوب شود همسرش را صد تازيانه بزند ، چون در امرى او را ناراحت كرده بود - كه به زودى روايتش ذكر مىشود - و چون خداى تعالى عافيتش داد ، به وى فرمود تا يك مشت شاخه به عدد تازيانه هايى كه بر آن سوگند خورده بود ( صد عدد ) در دست گرفته يك نوبت آن را به همسرش بزند تا آن كه سوگند خود را نشكسته باشد . و سياق اين آيه به آنچه ذكر شده اشاره دارد . و اگر جرم همسر او و سبب سوگند او را ذكر نكرده براى اين است كه هم تادب و هم نامبرده را احترام كرده باشد . * ( « إِنَّا وَجَدْناه صابِراً » ) * - يعنى ما او را در برابر ابتلائاتى كه به وسيله آن او را آزموديم يعنى در برابر مرض و از بين رفتن اهل و مال صابر يافتيم . و اين جمله تعليل جمله « و اذكر » و يا تعليل جمله « عبدنا » است و چنين معنا مىدهد كه اگر ما او را عبد ناميديم ، و يا عبد خود ناميديم ، براى اين است كه ما او را صابر يافتيم . البته در بين اين دو احتمال احتمال اول بهتر است . و جمله * ( « نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّه أَوَّابٌ » ) * مدح ايوب ( ع ) است .
* ( « وَاذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ أُولِي الأَيْدِي وَالأَبْصارِ » ) * اين آيه شريفه انبياى نامبرده را مدح مىكند به اينكه : داراى ايدى و ابصارند ، و كلمه « يد » و نيز كلمه « بصر » وقتى قابل مدحند كه دست و چشم انسان باشند ( و گرنه حيوانات هم دست و چشم دارند ) و در مواردى استعمالش نمايند كه آفريدگار آن دو را براى همان موارد آفريده باشد ، و شخص نامبرده دست و چشم خود را در راه انسانيت خود به خدمت گرفته باشد ، و در نتيجه با دست خود اعمال صالح انجام داده ، و خير به سوى خلق خدا جارى ساخته باشد . و با چشم خود راه هاى عافيت و سلامت را از موارد هلاكت تميز داده ، و به حق رسيده باشد ،
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 479 .