نه اينكه حق و باطل برايش يكسان و مشتبه باشد .
پس اينكه فرمود : ابراهيم و اسحاق و يعقوب داراى دست و چشم بودند ، در حقيقت خواسته است به كنايه بفهماند نامبردگان در طاعت خدا و رساندن خير به خلق ، و نيز در بينايىشان در تشخيص اعتقاد و عمل حق ، بسيار قوى بودهاند .
آيه شريفه « وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ نافِلَةً وَكُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَإِقامَ الصَّلاةِ وَإِيتاءَ الزَّكاةِ وَكانُوا لَنا عابِدِينَ » « 1 » به آن دو معنا كه در آيه مورد بحث آمده اشاره نموده و متعرض هر دو شده است ، چون ائمه بودن ، و به امر خدا هدايت كردن ، و وحى خدا را گرفتن همه آثار « ابصار » است و زكات دادن و فعل خيرات ، و اقامه نماز ، آثار « ايدى » است . اين معنا را قمى هم در تفسير خود از ابى الجارود از امام ابى جعفر ( ع ) روايت كرده ، چون در آن روايت « اولى الايدى » به نيرومندى در عبادت ، و ابصار به داشتن بصيرت در عبادت تفسير شده است « 2 » .
* ( « إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ » ) * كلمه « خالصة » وصفى است كه در جاى موصوف خود آمده . و حرف « با » كه بر سر - آن است ، باى سببيت است ، و تقدير كلام « بسبب خصلة خالصة » است . و جمله « ذكرى الدار » بيان آن خصلت است . و منظور از كلمه « دار » دار آخرت مىباشد .
اين آيه ، يعنى جمله * ( « إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ . . . » ) * تعليل مضمون آيه قبلى است كه نامبردگان از انبيا را * ( « أُولِي الأَيْدِي وَالأَبْصارِ » ) * مىخواند . ممكن هم هست تعليل باشد براى كلمه « عبادنا » و يا براى جمله « و اذكر » و از اين سه احتمال اولى از همه مناسبتر است ، براى اينكه وقتى انسان مستغرق در ياد آخرت و جوار رب العالمين شد ، و تمامى همش مرتكز در آن گرديد ، قهرا معرفتش نسبت به خدا كامل گشته ، نظرش در تشخيص عقايد حق مصاب مىگردد ، و نيز در سلوك راه عبوديت حق ، تبصر پيدا مىكند ، و ديگر بر ظاهر حيات دنيا و زينت آن مانند ابناى دنيا جمود ندارد ، هم چنان كه در شان چنين كسانى در جاى ديگر نيز فرموده : « فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَلَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ذلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ » « 3 » ، پس
هامش
( 1 ) ما به وى اسحاق و يعقوب را بخشيدم ، و همه را صالح قرار داديم ، و ايشان را پيشوايانى كرديم كه به امر ما هدايت مىكردند . و به ايشان فعل خيرات و اقامه نماز و دادن زكات را وحى كرديم ، و ايشان عبادتگران ما بودند . سوره انبياء ، آيه 72 و 73 .
( 2 ) تفسير قمى ،
( 3 ) پس از كسانى كه از ياد ما اعراض مىكنند ، و به جز حيات دنيا نظرى ندارند ، اعراض كن كه اينان بيش از چارچوب دنيا علمى ندارند . سوره النجم ، آيه 29 و 30 .