كرسى سليمان ( ع ) است ، و اگر واو عاطفه نياورده ، براى اين است كه كلام به منزله جواب از سؤالى است كه ممكن است بشود ، گويا بعد از آنكه فرموده : * ( « ثُمَّ أَنابَ » ) * كسى پرسيده : در انابه اش چه گفت ؟ فرموده : « گفت پروردگارا مرا بيامرز . . . » .
چه بسا از مفسرين كه بر اين درخواست سليمان كه گفت : ملكى به من بده كه بعد از من سزاوار احدى نباشد ، اشكال كردهاند كه اين چه بخلى است كه سليمان مرتكب شده ، و از خدا خواسته مثل سلطنت او را بعد از او به احدى ندهد ؟ « 1 » .
و جواب آن اين است كه : درخواست او درخواست براى خودش است ، نه درخواست منع از ديگران ، نمىخواهد درخواست كند كه ديگران را از سلطنتى چون سلطنت او محروم كند ، و فرق است بين اينكه ملكى را مختص به خود درخواست كند ، و اينكه اختصاص آن را به خود بخواهد .
* ( « فَسَخَّرْنا لَه الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِه رُخاءً حَيْثُ أَصابَ » ) * اين آيه فرع و نتيجه درخواست ملك است و از استجابت آن درخواست خبر مىدهد و ملكى را كه سزاوار احدى بعد از او نباشد بيان مىكند و آن ملكى است كه دامنه اش حتى باد و جن را هم گرفته ، و آن دو نيز مسخر وى شدند .
و كلمه « رخاء » - به ضمه را - به معناى نرمى است و ظاهرا مراد از جريان باد به نرمى و به امر سليمان اين باشد كه : باد در اطاعت كردن از فرمان سليمان نرم بوده و بر طبق خواسته او به آسانى جريان مىيافته . پس ديگر اشكال نشود به اينكه توصيف باد به صفت نرمى ، با توصيف آن به صفت « عاصفه - تند » كه آيه « وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً تَجْرِي بِأَمْرِه » « 2 » آن را حكايت كرده ، منافات دارد . براى اينكه گفتيم : منظور از جريان باد به نرمى ، اين است كه :
جارى ساختن باد براى آن جناب هزينه اى نداشته ، و به آسانى جارى مىشده ، حال يا به نرمى و يا به تندى .
ولى بعضى « 3 » از مفسرين از اين اشكال جواب دادهاند به اينكه : ممكن است خداوند باد را مسخر سليمان ( ع ) كرده ، كه هر وقت او خواست نرم بوزد ، و هر وقت او خواست تند بوزد .
و معناى جمله * ( « حَيْثُ أَصابَ » ) * اين است كه : به هر جا هم كه او خواست بوزد ، چون
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 476 .
( 2 ) و باد تند سير را ما مسخر سليمان گردانيديم تا به امر او جريان يابد . سوره انبياء ، آيه 81 .
( 3 ) تفسير مجمع البيان ، ج 8 ، ص 477 .