تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
فوت شد ، - به نقل از على ( ع ) - . و در روايات اصحاب ما اماميه آمده كه فضيلت اول وقت از او فوت شد « 1 » . و نيز در مجمع البيان گفته : ابن عباس نقل كرده كه از على ( ع ) از اين آيه پرسيدم ، فرمود : اى ابن عباس تو در باره اين آيه چه شنيده اى ؟ عرض كردم : از كعب شنيدم مىگفت : سليمان سرگرم ديدن از اسبان شد تا وقتى كه نمازش فوت شد ، پس گفت اسبان را به من برگردانيد ، و اسبها چهارده تا بودند ، دستور داد با شمشير ساقها و گردنهاى اسبان را قطع كنند و بكشند و خداى تعالى به همين جهت چهارده روز سلطنت او را از او بگرفت ، چون به اسبان ظلم كرد ، و آنها را بكشت . على ( ع ) فرمود : كعب دروغ گفته و مطلب بدين قرار بوده كه سليمان روزى از اسبان خود سان ديد ، چون مىخواست با دشمنان خدا جهاد كند ، پس آفتاب غروب كرد ، به امر خداى تعالى به ملائكه موكل بر آفتاب گفت تا آن را برگردانند ، ملائكه آفتاب را برگرداندند ، و سليمان نماز عصر را در وقتش بجاى آورد . آرى انبيا ( ع ) هرگز ظلم نمىكنند ، و به ظلم دستور هم نمىدهند ، براى اينكه پاك و معصومند « 2 » . مؤلف : اين قسمت از كلام كعب كه گفت : خداى تعالى چهارده روز ملك را از او بگرفت ، اشاره است به انگشترى كه ماجرايش از نظر خواننده مىگذرد . و در كتاب فقيه از امام صادق ( ع ) روايت آورده كه فرمود : سليمان بن داوود ، روزى بعد از ظهر از اسبان خود بازديد به عمل آورد ، و مشغول تماشاى آنها شد تا آفتاب غروب كرد ، به ملائكه گفت : آفتاب را برايم برگردانيد تا نمازم را در وقتش بخوانم . ملائكه چنين كردند ، سليمان برخاست و نماز خود را خواند . و آفتاب دوباره غروب كرده و ستارگان درخشيدن گرفتند ، و اين است معناى كلام خداى عز و جل كه مىفرمايد : « و وهبنا لداود سليمان » ، تا آنجا كه مىفرمايد : * ( « مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ » ) * « 3 » . مؤلف : اين روايت اگر لفظ آيه با آن مساعدت كند ، يعنى با جمله * ( « فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَالأَعْناقِ » ) * بسازد ، روايت بىاشكالى است ، و اما مساله برگشتن خورشيد اشكالى ندارد ، براى اينكه وقتى ما معجزه را براى انبياء بپذيريم و اثبات كنيم ، ديگر چه فرقى بين
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 475 . ( 3 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 129 ، ح 8 .