از ايمان آوردن به خدا و توبه كردن بعد از ديدن عذاب .
از اينجا ضعف اين گفتار روشن مىشود كه بعضى « 1 » به آيه شريفه و آيه قبليش استدلال كردهاند بر اينكه منظور از جمله * ( « وَأَرْسَلْناه » ) * ارسال بعد از بيرون شدن از شكم ماهى است ، و خلاصه يونس در آغاز مامور شده كه به سوى اهل « نينوى » كه مردمى بتپرست بودند برود و يونس از آنجا كه اين ماموريت را سنگين ديد ، از خانه خود بيرون آمد ، ولى مستقيم به سوى نينوى نرفت ، بلكه در زمين سير مىكرد تا شايد كه خدا اين تكليف را از او بردارد ، و در ضمن گردش سوار كشتى شده و به داستان ماهى گرفتار گشت و بعد از آنكه در بيابان افكنده شد و حالش جا آمد ، بار دوم مامور شد به سوى آن مردم برود و رفت ، و مردم هم دعوتش را پذيرفتند ، و خدا عذابى را كه همواره ايشان را به آن تهديد مىكرد ، از ايشان برداشت .
دليل ضعف اين گفتار آن است كه : سياق ( همانطور كه شنيدى ) دلالت دارد بر اينكه منظور از جمله * ( « وَأَرْسَلْناه » ) * ارسال دومى است و قبل از آن يك بار ديگر به سوى آن مردم ارسال شده بود . و نيز منظور از جمله « فامنوا » ايمان بار دوم مردم است ، بعد از ايمان و توبه و زندگى تا مدتى معين هم نتيجه ايمان بار دوم ايشان بوده نه نتيجه بر طرف شدن عذاب ، آرى اگر بار دوم به آن رسول بزرگوار ايمان نمىآوردند ، خدا رهاشان نمىكرد ، هم چنان كه ديديم در نوبت اول هم وقتى عذاب را از ايشان برگردانيد كه ايمان آورده و توبه كردند - دقت بفرماييد .
علاوه بر اين آيه شريفه « وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً » « 2 » و آيه شريفه « وَلا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَهُوَ مَكْظُومٌ » « 3 » با گفتار آن مفسر هيچ سازشى ندارد و همچنين آيه « إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا » ، چون كشف عذاب در جايى اطلاق مىشود كه عذاب يا واقع شده باشد ، و يا مشرف به وقوع باشد .
گفتارى در چند فصل پيرامون داستان يونس ( ع )
1 - قرآن كريم از سرگذشت اين پيامبر و قوم او جز قسمتى را متعرض نشده . در سوره
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 147 .
( 2 ) ياد آور يونس را هنگامى كه از ميان قوم خود غضبناك بيرون رفت ، سوره انبياء ، آيه 87 .
( 3 ) مانند يونس مباش كه در حال اندوه خدا را خواند . سوره قلم ، آيه 48 .