تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
* ( « وَإِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ » ) * بعضى « 1 » گفته‌اند : « الياس ( ع ) از دودمان هارون ( ع ) بوده ، و در شهر بعلبك - يكى از شهرهاى لبنان كه به مناسبت اينكه بت بعل در آنجا منصوب بوده آن را بعلبك خواندند - مبعوث شد » . و ليكن گوينده اين حرف شاهدى بر گفتار خود نياورده ، در كلام خداى تعالى هم شاهدى بر آن نيست . * ( « إِذْ قالَ لِقَوْمِه ألا تَتَّقُونَ أتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ ) * . . . * ( الأَوَّلِينَ » ) * اين قسمتى از دعوت الياس ( ع ) است كه در آن قوم خود را به سوى توحيد دعوت مىكند ، و به پرستش « بعل » - كه بتى از بتهاى آنان بوده - و نپرستيدن خدا ، توبيخ مىنمايد
و كلام آن جناب علاوه بر اينكه توبيخ و سرزنش مشركين است ، مشتمل بر حجتى كامل بر مساله توحيد نيز هست ، چون در جمله * ( « وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ اللَّه رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ » ) * مردم را نخست سرزنش مىكند كه چرا « أحسن الخالقين » را نمىپرستيد ؟ و خلقت و ايجاد همانطور كه به ذوات موجودات متعلق است ، به نظام جارى در آنها نيز متعلق است كه آن را تدبير مىناميم . پس همانطور كه خدا خالق است مدبر نيز هست و همانطور كه خلقت مستند به او است تدبير نيز مستند به او است و جمله « اللَّه ربكم » بعد از ستايش به جمله « احسن الخالقين » اشاره به همين مساله تدبير است . و سپس اشاره مىكند به اينكه : ربوبيت خداى تعالى اختصاص به يك قوم و دو قوم ندارد . و خدا مانند بت نيست كه هر بتى مخصوص به قومى مىباشد ، و بت هر قوم رب مخصوص آن قوم مىباشد . بلكه خداى تعالى رب شما و رب پدران گذشته شما است ، اختصاص به يك دسته و دو دسته ندارد ، چون خلقت و تدبير او عام است و جمله * ( « اللَّه رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبائِكُمُ الأَوَّلِينَ » ) * اشاره به اين معنا دارد . * ( « فَكَذَّبُوه فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ » ) * كلمه « محضرون » به اين معنا است كه : تكذيب كنندگان مبعوث مىشوند تا براى عذاب احضار شوند ، و در سابق هم گفتيم كه كلمه « احضار » هر جا به طور مطلق بيايد ، به معناى احضار براى شر و عذاب است . * ( « إِلَّا عِبادَ اللَّه الْمُخْلَصِينَ » ) * احضار اين جمله دليل بر آن است كه در قوم « الياس » جمعى از مخلصين بوده‌اند .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 457 .