تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
تكذيب نمودند ، و آن اكثريت براى عذاب احضار خواهند شد . و در سوره انعام آيه « 85 » در باره آن جناب همان مدحى را كرده كه در باره عموم انبيا ( ع ) كرده ، و در سوره مورد بحث علاوه بر آن او را از مؤمنين و محسنين خوانده ، و به او سلام فرستاده ، البته گفتيم در صورتى كه كلمه مذكور بنا بر قرائت مشهور « ال ياسين » باشد 2 - حال ببينيم در احاديث در باره آن جناب چه آمده ؟ احاديثى كه در باره آن جناب در دست است ، مانند ساير رواياتى كه در باره داستانهاى انبيا ( ع ) هست ، و عجايبى از تاريخ آنان نقل مىكند ، بسيار مختلف و ناجور است نظير حديثى كه ابن مسعود آن را روايت كرده مىگويد : الياس همان ادريس است « 1 » . يا آن روايت ديگر كه ابن عباس از رسول خدا ( ص ) آورده كه فرمود : الياس همان خضر است « 2 » . و آن روايتى كه از وهب و كعب الاحبار و غير آن دو رسيده كه گفته‌اند : الياس هنوز زنده است ، و تا نفخه اول صور زنده خواهد بود « 3 » . و نيز از وهب نقل شده كه گفته : الياس از خدا درخواست كرد : او را از شر قومش نجات دهد و خداى تعالى جنبنده اى به شكل اسب و به رنگ آتش فرستاد ، الياس روى آن پريد ، و آن اسب او را برد . پس خداى تعالى پر و بال و نورانيتى به او داد و لذت خوردن و نوشيدن را هم از او گرفت ، در نتيجه مانند ملائكه شد و در بين آنان قرار گرفت « 4 » . باز از كعب الاحبار رسيده كه گفت : الياس دادرس گمشدگان در كوه و صحرا است ، و او همان كسى است كه خدا او را ذو النون خوانده ، و از حسن رسيده كه گفت : الياس موكل بر بيابانها ، و خضر موكل بر كوه ها است ، و از انس رسيده كه گفت : الياس رسول خدا ( ص ) را در بعضى از سفرهايش ديدار كرد و با هم نشستند و گفتگو كردند . سپس سفره اى از آسمان بر آن دو نازل شد . از آن مائده خوردند و به من هم خورانيدند ، آن گاه الياس از من و از رسول خدا ( ص ) خدا حافظى كرد . سپس او را ديدم كه بر بالاى ابرها به طرف آسمان مىرفت . و احاديثى ديگر از اين قبيل ، كه سيوطى آنها را در تفسير الدر المنثور در ذيل آيات اين داستان آورده « 5 » . و در بعضى از احاديث شيعه آمده كه امام ( ع ) فرمود : او زنده و جاودان است « 6 » . و ليكن اين روايات هم ضعيف هستند و با ظاهر آيات اين قصه نمىسازند .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 285 . ( 2 و 3 و 4 و 5 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 286 . ( 6 ) به نقل از قصص الانبياء .