بعضى « 1 » ديگر از مفسرين گفتهاند : « ملك در اينجا به معناى قدرت و قهر است » ( و معناى آيه اين است كه : ما چارپايان را براى آنان خلق كرديم در نتيجه ايشان مسلط و قاهر بر آن چارپايان شدند ) ولى اين تفسير صحيح نيست ، زيرا معناى تسلط و قهر از جمله بعدش كه مىفرمايد : * ( « وَذَلَّلْناها لَهُمْ » ) * استفاده مىشود و بنا به گفته مفسر مزبور بايد جمله مذكور تاكيد باشد ، و حال آنكه هر جا امر دائر شد بين اين كه جمله اى را تاكيد بگيريم يا تاسيس ، تاسيس بهتر است .
* ( « وَذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَمِنْها يَأْكُلُونَ » ) * « تذليل » چارپايان براى انسان به اين معنا است كه خداوند اين حيوانات را براى انسانها رام و فرمانبردار كرده . اين همان تذليل و تسخير حيوان است براى انسان . و كلمه « ركوب » - به فتحه راء - به معناى مركب است ، مانند : گاو و شتر كه بار آدمى را مىبرد .
و جمله * ( « مِنْها يَأْكُلُونَ » ) * به معناى اين است كه : « من لحمها ياكلون - از گوشتش مىخورند » .
* ( « وَلَهُمْ فِيها مَنافِعُ وَمَشارِبُ أفَلا يَشْكُرُونَ » ) * مراد از « منافع » هر انتفاعى است كه آدمى از مو ، كرك ، پشم و پوست حيوان و ساير منافع آن مىبرد . و كلمه « مشارب » جمع « مشرب » است كه مصدر ميمى و به معناى « مشروب » است . و مراد از « مشروب » شير حيوانات است . و سخن در جمله * ( « أفَلا يَشْكُرُونَ » ) * همان سخنى است كه : در تفسير جمله « وَما عَمِلَتْه أَيْدِيهِمْ أفَلا يَشْكُرُونَ » ايراد كرديم .
و معناى آيات سه گانه اين است كه : آيا كفار نمىدانند كه ما به خاطر ايشان و به منظور تدبير امر زندگى ايشان در دنيا ، چارپايانى از شتر و گاو و گوسفند خلق كرديم و نتيجه اش اين شد كه انسان مالك اين حيوانات گرديد ، البته ملكيت به اين معنا ، كه صحيح است براى او هر نوع تصرفى كه خواست در اين حيوانات بكند ، و معارضى هم نداشته باشد . و ما اين حيوانات را براى ايشان رام و منقاد و مسخر آنها نموديم ، به طورى كه ياراى عصيان و چموشى نداشته باشند . در نتيجه بعضى از آنها باربر و مركب ايشان شد و بعضى ديگر ماكول ايشان گشت ، يعنى از گوشت آنها استفاده مىكنند و منافع ديگرى هم از مو و پشم و پوست آنها مىبرند و از شير آنها مىنوشند ، آيا باز هم شكر خدا نمىگزارند كه چنين تدبير كاملى در حق آنها به كار برده ، تدبيرى كه كشف مىكند كه او پروردگار ايشان است و آيا باز هم از در شكر نعمت ، او را عبادت نمىكنند ؟
هامش
( 1 ) تفسير ابن كثير ، ج 5 ، ص 63 .