تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
است ، هم چنان كه در داستان بنى اسرائيل جمعى از انسانها به صورت ميمون و خوك برگشتند . و نيز در معناى كلمه « مكانت » مىگويد : اين كلمه و كلمه « مكان » به يك معنا است « 1 » . و مراد از « مسخ كفار بر مكانى كه دارند » اين است كه ما چنين قدرتى داريم كه كفار را در همان جايى كه فعلا نشسته‌اند بدون اينكه از جايشان تكان دهيم ، و بدون اينكه خود را به زحمت اندازيم ، به صرف مشيت خود مسخشان مىكنيم . پس كلمه « على مكانتهم » كنايه از اين است كه اين كار براى خداى تعالى آسان است و هيچ سختى ندارد . معناى جمله * ( « فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِيًّا وَلا يَرْجِعُونَ » ) * اين است كه : نه مىتوانند به سوى عذاب روانه شوند و نه از عذاب برگردند و حالت قبل از عذاب خود را دريابند . پس كلمه « مضى » و « رجوع » كنايه هستند از برگشتن به حالت سلامت ، و از باقى ماندن بر حالت عذاب و مسخ . بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند : مراد ، رفتن به سوى مقاصدشان ، و برگشتن به سوى خانه ها و زن و فرزندشان است . ولى اين تفسير خالى از بعد نيست . * ( « وَمَنْ نُعَمِّرْه نُنَكِّسْه فِي الْخَلْقِ أفَلا يَعْقِلُونَ » ) * كلمه « نعمره » از مصدر « تعمير » است كه به معناى طولانى كردن عمر است ( تعبير خانه را هم از اين رو تعمير گفته‌اند كه باعث طول عمر آن است ) . و كلمه « ننكسه » از مصدر « تنكيس » است كه به معناى برگرداندن چيزى است به صورتى كه بالايش پايين قرار گيرد و نيرويش مبدل به ضعف گردد ، و زيادتش رو به نقصان گذارد . و انسان در روزگار پيرى همين طور مىشود : قوتش مبدل به ضعف ، و علمش مبدل به جهل ، و ياد و هوشش مبدل به فراموشى مىگردد . اين آيه شريفه مىخواهد براى امكان مضمون دو آيه قبل ( كه مساله مسخ و كور كردن را خاطرنشان مىساخت ) استشهاد كند و بفرمايد آن خدايى كه خلقت انسان را در روزگار پيرىاش تغيير مىدهد ، و هر چه داده مىگيرد ، قادر است بر اينكه چشم كفار را از آنها بگيرد و ايشان را در همان جايى كه هستند مسخ كند . و در اين جمله كه فرمود : * ( « أفَلا يَعْقِلُونَ » ) * كفار را به خاطر نداشتن تعقل توبيخ مىكند و نيز تحريك مىكند به اينكه به تدبر در اين امور بپردازند ، و از آن عبرت گيرند .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 431 . ( 2 ) روح المعانى ، ج 23 ، ص 45 .