مىشوند . چند آيت از آيات خلق و تدبير الهى را به رخشان مىكشد ، آياتى كه بر ربوبيت و الوهيت خداى تعالى دلالت دارد ، و به روشنى دلالت مىكند بر اينكه خدا ، يگانه است و هيچ كس در ربوبيت و الوهيت با او شريك نيست ، آن گاه مجددا ايشان را در اينكه به آيات و ادله وحدانيت خدا و به معاد نظر نمىكنند و از آن روى گردانند ، و حق را استهزاء نموده و به فقرا و مساكين انفاق نمىكنند توبيخ مىنمايد .
* ( « وَآيَةٌ لَهُمُ الأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَأَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا فَمِنْه يَأْكُلُونَ » ) * خداى سبحان در اين آيه و دو آيه بعدش يكى از آيات و ادله ربوبيت خدا را ، يادآور مىشود ، و آن آيت عبارت است از تدبير امر ارزاق مردم ، و تغذيه آنان به وسيله حبوبات و ميوه ها ، از قبيل خرما و انگور و غيره .
پس جمله * ( « وَآيَةٌ لَهُمُ الأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها » ) * هر چند ظاهر در اين است كه آيت همان زمين است ، ليكن اين قسمت از آيه زمينه و مقدمه است براى جمله * ( « وَأَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا . . . » ) * و مىخواهد اشاره كند به اينكه : اين غذاهاى نباتى ( كه شما در اختيار داريد ) از آثار زنده كردن زمين مرده است ، كه خدا حيات در آن مىدمد و آن را كه زمينى مرده بود مبدل به حبوبات و ميوه ها مىكند تا شما از آن بخوريد .
بنا بر اين به يك نظر آيت خود زمين نيست ، بلكه زمين مرده است ، از اين جهت كه مبدأ ظهور اين خواص است ، و تدبير ارزاق مردم به وسيله آن تمام مىشود .
* ( « وَأَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا » ) * - يعنى ما از زمين گياهانى رويانديم و از آن گياهان حبوباتى مانند گندم ، جو ، برنج ، و ساير دانه هاى خوراكى در اختيارشان قرار داديم .
و جمله * ( « فَمِنْه يَأْكُلُونَ » ) * تفريع و نتيجه گيرى از بيرون آوردن حبوبات از زمين است ، چون با خوردن حبوبات تدبير تمام مىشود ، و ضمير در كلمه « منه » به كلمه « حب - دانه » بر مىگردد .
* ( « وَجَعَلْنا فِيها جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنابٍ وَفَجَّرْنا فِيها مِنَ الْعُيُونِ » ) * راغب مىگويد : كلمه « جنت » به معناى هر بستانى است كه داراى درخت باشد ، و با درختانش زمين را مستور كرده باشد « 1 » و كلمه « نخيل » جمع نخل است كه از درختان معروف است . و كلمه « اعناب » جمع عنب است كه هم بر درخت انگور اطلاق مىشود و هم بر ميوه آن .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « جن » .