بلكه تنها از آن رسولان حكايت كرده كه به قوم خود گفتند : ما فرستاده خدا به سوى شما و مامور تبليغ رسالت او هستيم ، و جز اين شانى نداريم و احتياجى نداريم به اينكه ما را تصديق بكنيد و به ما ايمان بياوريد ، تنها براى ما اين كافى است كه : خدا مىداند كه ما فرستاده او هستيم و ما به بيش از اين هم احتياج نداريم .
پس در جمله * ( « قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ » ) * رسولان از رسالت خود خبر مىدهند ، و كلام خود را با حرف « ان - به درستى كه » و حرف « لام - هر آينه » تاكيد كردهاند ، و نيز به منظور تاكيد كلام خود ، پروردگار خود را شاهد گرفتهاند كه « ربنا يعلم - پروردگار ما مىداند » .
و جمله * ( « رَبُّنا يَعْلَمُ » ) * معترضه و به منزله سوگند است ، و به آيه چنين معنا مىدهد : ما فرستادگان به سوى شماييم ، و در ادعاى رسالت صادقيم ، و اين دليل ما را بس كه خدايى كه ما را به سوى شما فرستاده خود شاهد اين مدعاى ماست ، و ديگر ما حاجتى نداريم به اينكه شما هم ما را تصديق بكنيد ، و از تصديق شما سودى عايد ما نمىشود ، تا در صدد جلب تصديق شما برآييم ، بلكه آنچه براى ما مهم است اين است كه : رسالت خود را انجام بدهيم و حجت تمام شود .
* ( « وَما عَلَيْنا إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ » ) * - كلمه « بلاغ » به معناى تبليغ است و مراد از آن ، تبليغ رسالت است ، و معناى جمله اين است كه : ما مامور نشدهايم مگر تنها به اينكه رسالت خدا را به شما ابلاغ كنيم و حجت را تمام نماييم .
* ( « قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَيَمَسَّنَّكُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ » ) * 4 گويندگان اين سخن مردم قريهاند ، و روى سخنشان با رسولان است . و كلمه « تطيرنا » از مصدر تطير است كه به معناى شوم دانستن و فال بد زدن به چيزى است ، و اينكه گفتند : « اگر دست از حرفهايتان برنداريد شما را سنگسار مىكنيم و عذابى دردناك به شما خواهد رسيد » تهديد رسولان است از سوى مردم .
و معناى آيه اين است كه : مردم قريه به رسولان گفتند : ما شما را بد قدم و شوم مىدانيم ، و سوگند مىخوريم كه اگر دست از سخنان خود برنداريد و تبليغات خود را ترك نكنيد و هم چنان به كار دعوت بپردازيد ، ما شما را سنگباران مىكنيم ، و از ما به شما عذابى دردناك خواهد رسيد .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 108
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٠٨