سخنان اطلاع يابند بايد به تفاسير بزرگ و مطول مراجعه كنند .
* ( « سُبْحانَ اللَّه وَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ » ) * - يعنى خدا منزه است از شرك ايشان ، به اينكه به جاى خدا بتهايى براى پرستش برگزيدند .
البته در اين ميان معناى ديگرى دقيقتر هست ، و آن اين است كه خداى تعالى منزه است از اينكه مردم خود را نسبت به آنچه خدا اختيار مىكند مختار بدانند ، و بپندارند كه مىتوانند آنچه او اختيار كرده رد كنند ، و يا قبول نمايند ، خدا از چنين پندارى منزه است ، براى اينكه اين پندار جز به دعوى استقلال در وجود ، و بى نيازى از خداى تعالى تصور ندارد ، و استقلال و استغناء هم تمام نمىشود ، مگر به اينكه خود را در صفت الوهيت شريك خدا بدانند .
و در جمله * ( « وَرَبُّكَ يَخْلُقُ » ) * ، التفاتى از تكلم با غير به سوى غيبت به كار رفته ، ( يعنى در آيه قبل روى سخن با غير رسول خدا ( ص ) بود ، و در اين آيه صفت رب را به آن جناب اضافه نمود ، و فرمود پروردگار تو ) ، و اين بدان جهت بوده كه خواسته آن جناب را تقويت و تاييد كند ، و دلگرمى دهد ، چون معناى آيه اين است كه : آن دينى كه خدا وى را به ابلاغ آن گسيل داشته ، حكمى است ثابت و حتمى ، كه به هيچ وجه قابل برگشت نيست ، پس ديگر مردم در آن اختيارى ندارند ، موافقت و مخالفت آنها هيچ اثرى در آن ندارد ، علاوه بر اين مردم از آنجايى كه ربوبيت خدا را قبول ندارند ، اين دين را نمىپذيرند .
و در جمله * ( « سُبْحانَ اللَّه » ) * با اينكه جا داشت بفرمايد « سبحانه » ، چون قبلا نام خداى تعالى ذكر شده ولى به جاى ضمير اسم ظاهر آورده ، نكته اين تغيير اسلوب اين است كه :
بفهماند امر راجع به ذات متعالى خدا است ، كه مبدأ تنزه و تعالى او است از هر چيزى كه لايق ساحت قدسش نباشد اينكه او به هر صفت كمال متصف است و از هر نقصى مبراست ، براى اين است كه او « اللَّه - خداى عز اسمه » مىباشد .
* ( « وَرَبُّكَ يَعْلَمُ ما تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَما يُعْلِنُونَ » ) * كلمه « تكن » مشدد « تكنن » است ، كه مضارع از باب افعال از « اكنان » است ، و اكنان به معناى اخفاء و پنهان داشتن است . و كلمه « تعلنون » جمع مضارع از اعلان است ، كه به معناى اظهار مىباشد ، در اين آيه شريفه اخفاء را به سينه هاى مردم نسبت داده ، و اعلان را به خود آنان ، و فرموده : « و پروردگار تو آنچه را كه سينه هاى آنان پنهان مىدارد ، و آنچه را كه ايشان اظهار مىدارند مىداند » و اين بدان جهت است كه مخزن اسرار مردم سينه هاى ايشان است .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٩٩