و اگر اين آيه را دنبال آيه قبلى قرار داد ، براى اشاره به اين است كه : خداى تعالى چون كه عالم به گناهان ظاهرى و شرك باطنى آنان است لذا به حكمت خود براى آنان اعمالى را اختيار كرده تا به وسيله آن ، ايشان را پاك كند .
* ( « وَهُوَ اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ لَه الْحَمْدُ فِي الأُولى وَالآخِرَةِ وَلَه الْحُكْمُ وَإِلَيْه تُرْجَعُونَ » ) * از ظاهر سياق برمىآيد كه ضمير در ابتداى آيه شريفه به كلمه « ربك » در آيه قبلى بر مىگردد ، ( و معنايش اين است كه : آن پروردگار تو كه گفتيم اللَّه است ) ، و ظاهرا لام در كلمه « اللَّه » براى اشاره به معناى وصف است ( معبوديت ) و جمله * ( « لا إِله إِلَّا هُوَ » ) * تاكيد همان انحصارى است كه در جمله * ( « هُوَ اللَّه » ) * افاده شده ، گويا فرموده است : « و هو الاله - المتصف وحده بالالوهية - لا إله الا هو - تنها او إله است - كه تنها او متصف است به الوهيت - هيچ معبودى جز او نيست » .
و بنا بر اين آيه شريفه به منزله متمم است براى بيانى كه آيه قبل در صدد آن بود ، گويا فرموده خداى سبحان مختار است ، و تنها او مىتواند اين معنا را اختيار كند ، كه بندگان تنها او را بپرستند و به ظاهر و باطنشان آگاه است ، پس او سزاوار است كه بر بندگان حكم كند كه تنها او را عبادت كنند ، و يگانه معبود مستحق عبادت است ، پس بر بندگان هم واجب است حكم او را گردن نهاده و تنها او را بپرستند .
آن گاه آنچه در ذيل آيه است ، كه مشتمل بر سه دليل است : 1 - له الحمد 2 - له الحكم 3 - اليه ترجعون ، وجوهى است كه انحصار خدا را در استحقاق پرستش توجيه مىكند .
اما اينكه فرمود : * ( « لَه الْحَمْدُ فِي الأُولى وَالآخِرَةِ » ) * ، آن انحصار را به اين بيان توجيه مىكند كه هر كمالى كه در دنيا و آخرت وجود دارد نعمتى است كه از ناحيه خداى تعالى نازل شده ، و در ازاى هر يك از آنها مستحق ثناى جميل است ، و جمال هر يك از اين نعمتهاى موهوبه از كمال ذاتى و از صفات ذاتى او ترشح شده ، كه در ازايش مستحق ثناء است ، و غير از خداى تعالى هيچ موجود و هيچ كس مستقل در ثناى بر خدا نيست ، و هر كس هم كه خدا را ثنا گويد ، ثنايش هم منتهى به اوست و عبادت هم ثناى زبانى و يا عملى است ، پس تنها اوست كه مستحق پرستش است .
و اما اينكه فرمود : * ( « وَلَه الْحُكْمُ » ) * علتش اين است كه : خداى سبحان مالك على الاطلاق همه عالم است ، و غير از او كسى چيزى را مالك نيست ، مگر آنچه را كه او تمليكش فرموده باشد ، و همان را هم كه خدا به كسى تمليك كرده ، باز خود او مالك است ،