تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
يك انسان اجتماعى نسبت به موارد سنتها و قوانين جارى در اجتماعش حريت و آزادى ندارد ، چون كه داخل در اجتماع است ، و آنچه از سنن و قوانين ، چه دينى و چه اجتماعى ، در اجتماع جريان دارد ، امضاء كرده است . و نيز دو صف لشكر كه با يكديگر جنگ مىكنند ، از همان اول هر يك ديگرى را ، نسبت به آنچه كه يكى از ديگرى به دست آورد ، مالك دانسته ، و اختيار خود را از آن سلب كرده ، و به همين جهت است كه طرف غالب مىتواند با اسيرانى كه از طرف مغلوب گرفته هر چه بخواهد بكند . و نيز اجيرى كه عمل خود را در مقابل اجرتى مىفروشد ، يعنى خود را اجير غير مىكند ، ديگر در آن عمل خود حريت و آزادى ندارد ، چون مملوك بودن عمل با حريت منافات دارد . پس يك انسان نسبت به ساير انسانها ، وقتى حر و آزاد در عمل خويش است ، و نسبت به عملى آزادى و حريت دارد كه به دست خود و به اختيار خود سلب حريت از خود نكرده باشد ، و عمل خود را تمليك به غير ننموده باشد . ولى خداى سبحان از آنجايى كه مالك ذات انسانها و نيز افعال صادره از ايشان است ، و ملكيتش هم مطلق ، و به تمام معناست ، هم به ملك تكوينى مالك او و افعال اوست ، و هم به ملك تشريعى و اعتبارى ، لذا انسان نسبت به آنچه كه خداى تعالى به امر تشريعى و يا نهى تشريعى و نيز به آنچه كه به مشيت تكوينى از او بخواهد ، هيچ گونه حريت و اختيارى ندارد . اين است آن حقيقتى كه جمله * ( « ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » ) * در صدد بيان آن است ، و معنايش اين است كه : اگر خداى تعالى از انسانها عمل و ترك عملى را بخواهد ، ديگر انسانها در مورد خواست او اختيارى ندارند ، تا بتوانند آن چه خواستند براى خودشان اختيار كنند اگر چه مخالف آن چيزى باشد كه خدا خواسته است . و اين آيه قريب المعنا با آيه زير است كه مىفرمايد : « وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّه وَرَسُولُه أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ » « 1 » . اين بود نظريه ما در تفسير آيه مورد بحث ، البته ساير مفسرين حرفهاى مختلف ديگر زده‌اند ، كه چون فايده اى در نقلش نبود ، از آن صرف نظر نموده ، كسانى كه بخواهند از آن
هامش
( 1 ) هيچ مرد و زن مؤمن را بعد از آنكه خدا و رسولش به امرى حكم كردند نمىرسد ، كه در كار خود اختياردارى كنند . سوره احزاب ، آيه 36 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 98 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى