تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
حقيقى خدا ( كه تا كنون به خاطر آن ملك اعتبارى مخفى مانده بود ) ظاهر شد . اين آيه جواب دوم خداى تعالى است از عذرى كه آوردند كه : « اگر با تو به هدايت ايمان بياوريم عرب ما را از سرزمينمان مىربايند » و حاصل اين جواب اين است كه : صرف اينكه شما ايمان نياوريد ، و در نتيجه عرب شما را نربايند ، باعث نمىشود كه شما در اين سرزمين باقى بمانيد و زمينتان حفظ شود و هر جور دلتان خواست متنعم شويد ، براى اينكه چه بسا قريه ها كه در نهايت درجه تنعم بودند ، و در نتيجه باد غرور و طغيان سرگرمشان كرده بود ، كه ما همه آنان را هلاك كرديم ، و شهر و دهشان خالى از سكنه ماند ، و كسى جز خدا آن را ارث نبرد . * ( « وَما كانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّها رَسُولًا » ) * كلمه « ام القرى » به معناى مركز دهات ، و آن شهرستانى است كه همه دهات بدانجا مراجعه مىكنند ، و در آيه شريفه سنت الهى در عذاب قرا ، و انقراض اهل آنها بيان شده ، و آن اين است كه : عذاب استيصال و انقراض هيچ وقت از خداى تعالى صادر نشده مگر بعد از آنكه حجت را بر آنان تمام كرده باشد ، يعنى رسولى به سويشان فرستاده باشد ، تا آيات خدا را بر آنان بخواند ، و بعد از آنكه ايشان آن رسول را تكذيب كرده ، و به آيات خدا كفر ورزيده باشند . و در اينكه بعد از آيه قبلى اين آيه را ذكر كرد ، كه سنت الهى را در هلاك ساختن قرى بيان مىكند ، خود تهديدى است به اهل مكه كه مشرك بودند ، و اشاره است به اينكه اگر آنان نيز بر كفر خود پافشارى كنند ، در معرض نزول عذاب قرار خواهند گرفت ، براى اينكه خداى تعالى براى ام القرى كه همان مكه است رسولى فرستاد ، تا آيات وى را بر مردم آنجا بخواند ، ولى آن مردم هنوز ظالمند و رسول خود را تكذيب مىكنند . با اين بيان روشن مىشود كه آن نكته اى كه باعث شد در آيه شريفه از متكلم مع الغير ( ما ) به سوى غيبت التفات شود ، چه بوده ؟ آرى در آيات قبل و همچنين بعد از جمله مورد بحث خداى تعالى متكلم مع الغير ( ما ) اعتبار شده و فرموده : « نمكن ، لدنا ، اهلكنا ، * ( وَكُنَّا نَحْنُ الْوارِثِينَ ) * » ، ولى در جمله مورد بحث خداى تعالى غايب اعتبار شده ، فرموده : « * ( وَما كانَ رَبُّكَ . . . ) * - و پروردگار تو ، چنين و چنان نيست » نكته اين التفات اين است كه : در اشاره به اينكه اگر پيامبر را تكذيب كنند ، شرايط عذاب كردن در ما بين آنان فراهم است ، هم تقويت نفس پيامبر خداست و هم تاكيدى براى حجت او ، لذا مىبينيم بعد از آنكه در اين عبارت غرض مزبور ايفا شده ، دوباره به سياق قبل برمىگردد ، و مىفرمايد : * ( « وَما كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرى » ) * .