تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 554

مساهمون:

ص٥٥٤
حكم روايت كرده ، كه گفت : حضرت ابو الحسن موسى بن جعفر ( ع ) به من فرمود : اى هشام ! خداوند اقليت بشر را مدح كرده ، كه فرموده : * ( « وَقَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ » ) * « 1 » . مؤلف : اين معنا در عده اى روايات ديگر نيز آمده ، و با يكى از دو معنايى كه در تفسير آيه گفته شد منطبق است . و در كتاب علل به سند خود از حضرت ابى جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : سليمان بن داوود به جن دستور داد تا قبه اى از شيشه برايش بسازند ، روزى در بينى كه در آن قبه تكيه به عصاى خود داده بود ، و به لشكر جن خود تماشا مىكرد ، كه چطور او را نگاه مىكنند ، كه ناگهان نظرش از لشكريان به سويى ديگر افتاد ، مردى را ديد كه در قبه اوست ، پرسيد : تو كيستى ؟ گفت : من آنم كه نه رشوه مىپذيرم ، و نه از ملوك پروايى دارم ، من ملك الموتم ، پس او را قبض روح كرد ، در حالى كه هم چنان سر پا ايستاده ، و تكيه به عصاى خود داشت ، و جن او را تماشا مىكردند . آن گاه فرمود : يك سال تمام براى او كار كردند ، به گمان اينكه او زنده است ، تا آنكه خداى عز و جل حشره موريانه را مامور كرد ، تا عصاى او را خورد ، همين كه سليمان به زمين افتاد ، آن وقت جن فهميدند كه اگر غيب مىدانستند ، يك سال تمام بيهوده در عذابى خوار كننده نمىماندند ، ( تا آخر حديث ) « 2 » . مؤلف : در اينكه بعد از مرگ يك سال تكيه به عصا باقى ماند ، روايات ديگرى از شيعه و سنى آمده است . و در مجمع البيان در حديثى از فروة بن مسيك آمده ، كه گفت : از رسول خدا ( ص ) پرسيدم : سبا مرد بوده يا زن ؟ فرمود مردى از عرب بود كه ده فرزند داشت ، كه شش تن از آنان تيامن كردند ، ( يعنى در يمن سكونت نمودند ) ، و چهار تن ديگر تشاوم كردند ، ( يعنى در سرزمين شام منزل گزيدند ) ، اما آن شش نفر كه در يمن منزل كردند ، ازد ، كنده ، مذحج ، اشعرون ، انمار ، و حمير بودند ، در اين جا مردى پرسيد انمار چيست ؟ فرمود : قومى بودند كه خثعم و بجيله از ايشاناند ، و اما آن چهارتنى كه در شام منزل گزيدند ، عامله ، خدام ، لخم ، و غسان بودند « 3 » . مؤلف : اين روايت را الدر المنثور هم از عده اى از صاحبان جوامع و سنن از آن جناب
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 15 ، س 11 . ( 2 ) علل الشرائع ، ص 73 ، ح 2 ، باب 84 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 386 .