پاكيزه و ملايم طبع ، و حاصلخيز ، و پروردگارى آمرزنده ، كه بسيار مىآمرزد ، و با يك گناه و دو گناه و ده گناه بنده خود را مؤاخذه نمىنمايد .
* ( « فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَبَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ » ) * كلمه « عرم » به معناى سد در مقابل رودخانه است ، كه آب را حبس مىكند . بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : به معناى باران سيلزا مىباشد ، بعضى « 2 » ديگر به معناى ديگرى گفتهاند . و كلمه « اكل » - به دو ضمه - به معناى هر ميوه اى است كه براى انسان ماكول باشد . و كلمه « خمط » - به طورى كه گفتهاند - : به معناى هر گياهى است كه كمى تلخ مزه باشد ، و هر چه بگذرد ، تلختر شود . و كلمه « اثل » به معناى گياه معروف طرفاء است و بعضى « 3 » گفتهاند شبيه طرفاء است ولى از آن بزرگتر است و بار و ميوه ندارد ، و كلمه « سدر » هم معنايش معروف است . و دو كلمه « اثل » و « شىء » عطف بر « اكل » هستند ، نه عطف بر « خمط » .
و معناى آيه اين است كه : مردم سبا از شكر خدا و عبادت او كه بدان مامور شده بودند ، روى گردانيدند ، و ما هم كيفرشان كرديم يعنى سيل عرم را فرستاديم تا همه شهر و باغات و مزارع آن را غرق كند ، و به جاى آن دو بهشت ، دو سر زمين بگذارد ، كه طرفاء و گياهان تلخ و بوته سدر از آن سر در آورد . * ( « ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَهَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ » ) * كلمه « ذلك » اشاره به مطلبى است كه قبلا ذكر كرد ، يعنى فرستادن سيل و تبديل دو بهشت به دو سر زمين كذايى ، و كلمه « ذلك » در تقدير و در محل نصب است ، تا مفعول دوم « جزيناهم » باشد ، و تقدير آن « جزيناهم ذلك » است . و به طورى كه گفتهاند - : فرق است بين جزاء ، و مجازات ، چون مجازات تنها در شر استعمال مىشود ، ولى جزاء در خير و شر هر دو استعمال مىشود .
و معناى آيه اين است كه ما به مردم سبا چون كافر شدند ، و از شكر ما اعراض كردند ، و يا در مقابل كفرشان اين چنين جزاء داديم و ما جزاى بد نمىدهيم ، مگر كسى را كه بسيار كفران نعمتهاى ما كند .
* ( « وَجَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً . . . » ) *
ضمير « بينهم » به مردم سبا بر مىگردد ، و سياق كلام سياق تكميل داستان ايشان
هامش
( 1 و 2 و 3 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 576 .