خود دستور داده كه به سخن ايشان جواب گويد ، كه : « * ( بَلى وَرَبِّي لَتَأْتِيَنَّكُمْ ) * - آرى به پروردگارم سوگند ، قيامت شما به طور قطع و مسلم خواهد آمد » .
و چون علت عمده انكار ايشان اين بوده كه فكر كردهاند بدنهاى مردگان همه با هم مخلوط گشته ، و صورتها تغيير و تبدل يافته ، خاكى كه ديروز يك انسان بود ، امروز خاك و فردا ، خشت ، و چند صباح ديگر چيز ديگر مىشود ، با اين حال چگونه ممكن است بار ديگر همان انسان به همان خصوصيات موجود شود ؟ لذا براى دفع اين توهم ، در جمله * ( « عالِمِ الْغَيْبِ لا يَعْزُبُ عَنْه مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ » ) * فرموده كه : هيچ محلى براى استبعاد نيست ، براى اينكه خداى تعالى عالم به غيب است ، و كوچكترين موجود از علم او دور نيست ، حتى چيزى به سنگينى يك ذره ( معلق در فضا ) در همه آسمانها و زمين از علم او پنهان نيست ، و با اين حال براى او چه اشكالى دارد كه ذرات وجودى زيد را با ذرات وجودى عمرو اشتباه نكند ؟
* ( « وَلا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » ) * - اين جمله علم خدا را به تمامى موجودات تعميم مىدهد تا كسى نپندارد تنها موجودات نظير ذره را مىداند ، كوچكتر از آن و بزرگتر را هم مىداند . نكته اى كه در اين آيه بدان اشاره كرده ، اين است كه اشياء هر چه باشند در كتاب مبين خدا ثبوتى دارند ، كه دستخوش تغيير و تبديل نمىشوند و انسان و هر موجود ديگر هر چند اجزاى دنيوىاش از هم متلاشى گردد ، و به كلى آثارش از صفحه روزگار محو و نابود شود ، باز هم اعاده اش براى خدا كارى ندارد ، چون همين نابودى در كتاب مبين بودى و ثبوتى دارد . و ما در سوره انعام و در مواردى ديگر پيرامون كتاب مبين بحثهايى كردهايم .
* ( « لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ » ) * لام در جمله « ليجزى » لام تعليل است ، و متعلق است به جمله « لتاتينكم » . و در جمله * ( « لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ » ) * يك نوع محاذات با جمله قبلى * ( « وَهُوَ الرَّحِيمُ الْغَفُورُ » ) * هست .
و اين آيه يكى از دو سبب قيام قيامت را شرح مىدهد و مىگويد براى اين است كه خداى سبحان افراد با ايمان و داراى عمل صالح را به مغفرت و رزق كريم كه عبارت است از بهشت و آنچه در آن است جزاء دهد . و سبب دومى قيام قيامت را جمله * ( « وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ . . . » ) * بدان اشاره مىكند .
* ( « وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مِنْ رِجْزٍ أَلِيمٌ » ) * كلمه « سعى » به معناى دويدن ، يا دوندگى است ، و كلمه « معاجز » مبالغه در اعجاز
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 538
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٣٨