تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
خويش ، و جاهل به آثار و عواقب وخيم اين امانت است ، او نمىداند كه اگر به اين امانت خيانت كند عاقبت وخيمى به دنبال دارد ، و آن هلاكت دايمى اوست . و به معنايى دقيقتر چون كه : انسان به خودى خود فاقد علم و عدالت بود ، ولى قابليت آن را داشت كه خدا آن دو را به وى افاضه كند ، و در نتيجه از حضيض ظلم و جهل به اوج عدالت و علم ارتقاء پيدا كند . و دو كلمه « ظلوم » و « جهول » دو وصف از ظلم و جهلند ، و كسى را ظلوم و جهول گويند كه ظلم و جهل در او امكان داشته باشد ، هم چنان كه به قول فخر رازى اسب چموش ، و چارپاى چموش ، و آب طهور ، اوصافى هستند ، براى حيوانى كه امكان چموشى ، و آبى كه امكان طهور بودن را داشته باشد ، و به همين جهت به سنگ و كلوخ ، چموش نمىگويند « 1 » . ممكن هم هست - به قول بعضى ديگر - « دو كلمه مورد بحث به معناى مبالغه در ظلم و جهل را افاده كنند » . و به هر حال چه معناى فخر رازى درست باشد ، و چه غير از او ، معناى آيه مستقيم و معلوم است ، ( و خلاصه فرق بين اين وجه و وجه قبلى اين است كه در وجه قبلى استعداد انسان را ملاك قرار مىداديم و در اين وجه خالى بودن انسان از علم و عدالت را ملاك قرار داديم ، مترجم ) . * ( « لِيُعَذِّبَ اللَّه الْمُنافِقِينَ وَالْمُنافِقاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكاتِ » ) * - حرف « لام » در جمله « ليعذب » لام غايت است ، كه به آيه چنين معنا مىدهد : عاقبت اين حمل اين است كه خدا منافقين و منافقات و مشركين و مشركات را عذاب كند ، چون كسانى كه به اين امانت خيانت مىكنند غالبا اظهار صلاح و امانت مىكنند ، و اين همان نفاق است ، آرى كمتر يافت مىشوند كه به خيانت خود تظاهر كنند ، و اى بسا اعتبار همين معنا باعث شده كه قبل از مشركين و مشركات منافقين و منافقات را ذكر كند . * ( « وَيَتُوبَ اللَّه عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَكانَ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً » ) * - اين جمله عطف است بر جمله « يعذب » در نتيجه معنايش اين است كه عاقبت اين حمل ، علاوه بر عذاب منافقين و منافقات ، اين شد كه خدا بر مؤمنين و مؤمنات توبه كند ، و توبه خدا رجوع و بازگشت او به بندگان خود به رحمت است ، پس وقتى انسانها به وى ايمان بياورند ، و خيانت نكنند ، خداوند به رحمت خود به آنان بر مىگردد ، و متولى امورشان مىشود ، كه او ولى مؤمنين است ، پس ايشان را به سوى خود هدايت نموده و ظلمشان و جهلشان را
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 25 ، ص 236 .