اين امانت سنگينتر بود .
چهارم « 1 » اينكه كلام در آيه شريفه جارى مجراى فرض باشد ، و معناى آيه اين باشد كه : اگر ما فرض كنيم آسمانها و زمين و كوه ها فهم و شعور داشته باشند ، آن گاه امانت خود را به آنها عرضه بداريم ، هر آينه از تحمل آن امتناع خواهند ورزيد ، و از اقدام به اين كار خواهند ترسيد ، و ليكن انسان به علت ظلوم و جهول بودن آن را تحمل كرد .
و ليكن اگر بار ديگر به توجيهى كه ما براى آيه كرديم ، مراجعه كنيم ، خواهيم ديد كه هيچ يك از اين وجوه خالى از جهات ضعف نيست ، پس غفلت مورز .
بحث روايتى
در كافى به سند خود از محمد بن سالم ، از ابى جعفر ( ع ) روايت كرده ، كه در حديثى فرمود : خدا هيچ مؤمنى را لعنت نمىكند ، چون خودش فرموده : * ( « إِنَّ اللَّه لَعَنَ الْكافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً خالِدِينَ فِيها أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَلا نَصِيراً » ) * « 2 » .
و در تفسير قمى به سند خود از ابى بصير ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده ، كه فرمود : بنى اسرائيل مىگفتند : آنچه مردان دارند موسى ندارد ، و اين تهمت از اين نظر بهتر در دلها مىنشست ، كه موسى همواره بدن خود را در محلى مىشست كه احدى او را نبيند ، اين بود تا آنكه روزى موسى كنار نهرى جامه خود را كند ، و روى سنگى گذاشت ، و مشغول شستشو شد خداوند سنگ را فرمود : تا از موسى دور شود ، و موسى مجبور شود به تعقيب آن برود و در نتيجه بنى اسرائيل همه عورت او را ببينند ، و بدانند كه آن سخن تهمت است ، و همين طور هم شد ، و فهميدند آنچه مىگفتند تهمت بوده ، پس اين آيه در اين باره است كه مىفرمايد : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى . . . » ) * « 3 » .
و در مجمع البيان آمده كه مفسرين در تفسير اين آيه و اينكه منظور از اذيت بنى اسرائيل چيست ؟ اقوالى گفتهاند :
اول اينكه موسى و هارون به بالاى كوه رفته بودند ، و در همانجا هارون مرد ،
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 374 .
( 2 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 31 ، س 18 .
( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 197 .