تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
مذكور توحيد خدا نيست . و اما احتمال دوم كه بگوييم مراد از امانت پذيرش دين حق به طور تفصيل است ، نيز صحيح نيست ، براى اينكه آيه شريفه مىفرمايد انسانها به طور مطلق ، يعنى چه خوبشان و چه بدشان آن را حمل كردند ، و پذيرفتند ، و معلوم است كه بيشتر انسانها در هر دوره اى از ايمان به دين حق امتناع ورزيدند ، و كسى كه ايمان به آن نداشته باشد حمل آن را هم نكرده ، و اصلا اطلاعى از آن ندارد . با اين بيان روشن مىشود كه احتمال سوم هم نمىتواند منظور از امانت باشد ، چون احتمال سوم اين بود به طور مفصل در عمل متلبس به دين حق باشد و معلوم است كه تمامى انسانها اين طور دين دار نبوده و نيستند . احتمال چهارم هم نمىتواند مراد از امانت باشد ، براى اينكه آسمانها و زمين و ساير موجودات با اعتراف به توحيد خدا ، و اتصافشان به اين اعتراف كمال مزبور را دارند ، و آيه شريفه مىفرمايد آسمانها و زمين اين امانت را نپذيرفتند . و اما اين احتمال كه مراد از آن امانت تلبس و اتصاف به كمالى باشد كه از ناحيه اعتقاد به حقانيت همه عقايد ، و علم به دين حق حاصل مىشود ، نيز صحيح نيست ، چون همانطور كه گفتيم امانت مذكور چيزى است كه هم نفاق مترتب بر آن مىشود ، و هم شرك ، و هم ايمان ، و اين سه بر صرف اعتقاد به حقانيت تكاليف اعتقادى و عملى دين مترتب نمىشود ، و صرف اين اعتقاد نه سعادتى مىآورد ، و نه شقاوتى ، آنچه سعادت و شقاوت مىآورد ، التزام به اين عقايد ، و تلبس در عمل به آن تكاليف است ، نه صرف عقيده به حقانيت آنها .
ناگزير از بين همه احتمالات باقى مىماند احتمال ششم ، و آن اين است كه مراد از امانت مزبور كمالى باشد كه از ناحيه تلبس و داشتن اعتقادات حق ، و نيز تلبس به اعمال صالح ، و سلوك طريقه كمال حاصل شود به اينكه از حضيض ماده به اوج اخلاص ارتقاء پيدا كند و خداوند انسان حامل آن امانت را براى خود خالص كند ، اين است آن احتمالى كه مىتواند مراد از امانت باشد ، چون در اين كمال هيچ موجودى نه آسمان ، و نه زمين ، و نه غير آن دو ، شريك انسان نيست . از سويى ديگر چنين كسى تنها خدا متولى امور اوست ، و جز ولايت الهى هيچ موجودى از آسمان و زمين در امور او دخالت ندارد ، چون خدا او را براى خود خالص كرده . پس مراد از امانت عبارت شد از ولايت الهى ، و مراد از عرضه داشتن اين ولايت بر