بسيارى را عهده دار باشد ، و كلمه « كبراء » جمع كبير است ، و شايد مراد از آن بزرگسالان باشد كه معمولا عامه مردم از آنان تقليد مىكنند ، چون مردم همانطور كه بزرگ قوم را اطاعت مىكنند ، بزرگسالان را نيز پيروى مىنمايند « 1 » .
* ( « رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً » ) * كلمه « ضعفان » به معناى مثلان ( دو مانند ) است ، و اگر عامه مردم از خدا در خواست كردهاند كه بزرگانشان را دو برابر عذاب كند ، براى اين است كه بزرگان قوم هم خودشان گمراه بودند ، و هم ديگران را گمراه كردند ، و به همين جهت در خواست مىكنند كه ايشان را به لعنتى بزرگ لعنت كند .
* ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَه اللَّه مِمَّا قالُوا وَكانَ عِنْدَ اللَّه وَجِيهاً » ) * در اين آيه مؤمنين را نهى مىفرمايد از اينكه مانند بعضى از بنى اسرائيل باشند ، و با پيغمبرشان عملى انجام دهند كه آنان انجام دادند ، يعنى پيغمبرشان را اذيت كنند .
و مراد از اين اذيت مطلق آزارهاى زبانى ، و يا عملى نيست ، گرچه مطلق آزار پيامبران حرام و مورد نهى است ، ولى در خصوص آيه به قرينه جمله « * ( فَبَرَّأَه اللَّه ) * - خدا تبرئه اش كرد » مراد آزار از ناحيه تهمت و افتراء است ، چون اين اذيت است كه رفع آن محتاج به تبرئه خدايى است .
و شايد علت اينكه از بيان آزار بنى اسرائيل نسبت به موسى ( ع ) سكوت كرد ، و نفرموده كه آزارشان چه بوده ، مضمون آن حديث را تاييد كند ، كه فرمود : بنى اسرائيل اين تهمت را به موسى زدند ، كه وى آنچه مردان دارند ندارد ، و خدا هم موسى را از اين تهمت تبرئه كرد ، و به زودى حديث مزبور از نظر خواننده عزيز خواهد گذشت .
و اما در خصوص رسول گرامى اسلام ، و اينكه تهمتى كه به وى زدند چه بوده ؟
بهترين وجهى كه ذكر كردهاند اين است كه آيه شريفه اشاره است به تهمتهايى كه به آن جناب در خصوص داستان زيد و زينب زدند ، و بعيد نيست كه چنين باشد ، چون در روايات بسيارى كه در اين قصه وارد شده ، مطالبى است كه با قداست ساحت رسول خدا ( ص ) مناسبت ندارند .
* ( « وَكانَ عِنْدَ اللَّه وَجِيهاً » ) * - يعنى او نزد خدا صاحب جاه و آبرو ، و مقام و منزلت بود ، و
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 372 .