حكم مخصوص تو است ، ولى احتمال اول روشنتر به نظر مىرسد ، به خاطر اينكه مضمون آيه بيان رحمتهاى الهى نسبت به آن جناب ، و تنزيه ساحت مقدس او بود ، و آيه با دو كلمه « غفور » و « رحيم » ختم شد .
* ( « تُرْجِي مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشاءُ . . . » ) *
كلمه « ترجى » از مصدر « ارجاء » است ، كه به معناى تاخير و دور كردن است ، و در اينجا كنايه است از رد و نپذيرفتن ، و كلمه « تؤوى » از « ايواء » است ، كه به معناى اسكان دادن در مكان مىآيد ، و اين نيز كنايه است از پذيرفتن و به خود نزديك كردن .
سياق آيات دلالت دارد بر اينكه مراد از اين كلام اين است كه رسول خدا ( ص ) مخير است در قبول و يا رد آن زنى كه خود را به وى بخشيده .
* ( « وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ » ) * - كلمه « ابتغاء » به معناى طلب است ، و معناى جمله اين است كه اگر يكى از آنهايى كه بعد از آنكه خود را به تو بخشيد رد كردى ، دوباره خواستى بپذيرى منعى بر تو نيست ، مىتوانى بپذيرى ، نه گناهى دارد ، و نه سرزنش مىشوى .
و ممكن هم هست جمله مورد بحث اشاره باشد به مساله تقسيم بين همسران ، و اينكه آن جناب مىتواند اصلا خود را در بين همسرانش تقسيم نكند ، و مقيد نسازد كه هر شب به خانه يكى برود ، و به فرضى هم كه تقسيم كرد ، مىتواند اين تقسيم را به هم بزند ، و يا نوبت كسى را كه مؤخر است مقدم ، و آن كس را كه مقدم است مؤخر كند ، و يا آنكه اصلا با يكى از همسران متاركه كند ، و قسمتى به او ندهد ، و يا اگر متاركه كرده ، دوباره او را به خود نزديك كند ، و اين معنا با جمله * ( « وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلا جُناحَ عَلَيْكَ ذلِكَ أَدْنى . . . » ) *
نزديكتر است ، و بهتر مىسازد ، چون حاصل آن اين است كه : اگر همسرى را كه قبلا كنار زده بودى ، دوباره بخواهى نزديك سازى ، مىتوانى ، و هيچ حرجى بر تو نيست ، و بلكه اين بهتر و نزديكتر است به اينكه چشمشان روشن شود ، يعنى خوشحال شوند ، و راضى گردند به آنچه تو در اختيارشان قرار داده اى ، و خدا آنچه در دلهاى شماست مىداند ، چون آنكه قسمتش را پيش انداخته اى خوشحال ، و آنكه عقب انداخته اى به اميد روزى مىنشيند كه قسمتش جلو بيفتد .
* ( « وَكانَ اللَّه عَلِيماً حَلِيماً » ) * - يعنى خدا مصالح بندگان خود را مىداند ، و چون « حليم » است در عقوبت آنان عجله نمىكند .
در اين آيه اقوال مختلف ديگرى هست كه آنچه ما گفتيم با سياق آيه ، و سياق آيات
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 504
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥٠٤