تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
مىكند از زنان آنچه من حلال كرده‌ام هفت طايفه‌اند ، طايفه اول : * ( « أَزْواجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ » ) * كه مراد از « اجور » مهريه ها است ، طايفه دوم : * ( « وَما مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفاءَ اللَّه عَلَيْكَ » ) * يعنى كنيزانى كه به عنوان غنيمت و در جنگها خدا در اختيار شما قرار داد ، و اگر « ملك يمين » ( كنيز ) را مقيد به « * ( مِمَّا أَفاءَ اللَّه عَلَيْكَ ) * - آنچه خدا به عنوان غنيمت نصيب تو كرد » ، نمود صرفا به منظور توضيح بود ، نه احتراز ، نظير تقييدى كه در ازدواج كرد ، و فرمود : همسرانى كه مهرشان را داده اى . سوم و چهارمين طايفه از زنانى كه حلالند ، يعنى مىتوان با آنان ازدواج كرد ، * ( « وَبَناتِ عَمِّكَ وَبَناتِ عَمَّاتِكَ » ) * دختر عموها و دختر عمه هايند ، بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : منظور از اين دو طايفه زنان قريشند . پنجم و ششمين طايفه : * ( « وَبَناتِ خالِكَ وَبَناتِ خالاتِكَ » ) * دختران دايى و دختران خاله‌اند ، بعضى « 2 » از مفسرين گفته‌اند يعنى زنان بنى زهره ، و قيد « * ( اللَّاتِي هاجَرْنَ مَعَكَ ) * - آنهايى كه با تو هجرت كرده‌اند » - به طورى كه در مجمع البيان گفته - مربوط به قبل از تحليل غير مهاجرات و نسخ آيه مورد بحث است ، يعنى مربوط به ايامى است كه ازدواج آن جناب با غير زنان هجرت كرده حلال نبوده ، لذا در اين آيه فرموده : زنان نامبرده به شرطى بر تو حلالند كه با تو هجرت كرده باشند ، و گر نه ازدواج تو با آنان حرام است . هفتم از زنانى كه آن جناب مىتوانسته با آنان ازدواج كند : * ( « وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها » ) * زن مؤمنه اى است كه خود را به رسول خدا ( ص ) ببخشد و آن جناب هم بخواهد با او ازدواج كند ، كه خداوند چنين زنى را كه بخواهد بدون مهريه خود را در اختيار آن جناب بگذارد ، براى آن جناب حلال كرده است ، اگر بخواهد مىتواند با او ازدواج كند . * ( « خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ » ) * - اين جمله اعلام مىدارد كه اين حكم - يعنى حلال شدن زنى براى مردى به صرف اينكه خود را به او ببخشد ، از خصايصى است كه مختص به آن جناب است ، و در مؤمنين جريان ندارد ، * ( « قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ وَما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ » ) * اين جمله حكم اختصاص را تقرير مىكند و مىفرمايد : آنچه براى مؤمنين حلال و فرض كرديم مىدانيم كه چه زنى و چه كنيزى بر آنان حلال شد . * ( « لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ » ) * - اين جمله حكمى را كه در صدر آيه بود ، و مىفرمود : * ( « إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ » ) * تعليل مىكند ، ممكن هم هست تعليل ذيل آيه باشد ، و بفهماند كه چرا اين
هامش
( 1 و 2 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 364 .