كه وى ( زينب ) به زودى در ازدواجش در مىآيد ، از مردم پنهان مىكرد ، تا كسى از منافقين نگويد : در باره زن مردم مىگويد همسر من است ، و جزو مادران مؤمنين است ، و چون از جنجال منافقين مىترسيد ، اين آيه به وى خاطر نشان كرد كه : تو از مردم مىترسى ، با اينكه خدا سزاوارتر است به اينكه از او بترسى ، يعنى در دل از او بترسى . . . « 1 » .
مؤلف : قريب به اين مضمون نيز در همان كتاب از آن جناب ، در پاسخ از سؤال مامون در خصوص عصمت انبياء آمده « 2 » .
و در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّه مُبْدِيه » ) * آمده كه بعضى گفتهاند : آنچه در دل پنهان مىداشته ، اين بوده كه خدا به وى اعلام كرده بود كه زينب به زودى يكى از همسران او خواهد شد ، و زيد او را طلاق خواهد داد ، پس وقتى زيد نزدش آمد ، و عرضه داشت : مىخواهم زينب را طلاق گويم ، حضرت به وى فرمود : همسرت را نگه دار ، خداى سبحان در آيه شريفه به وى مىفرمايد : چرا گفتى همسرت را نگه دار ، با اينكه به تو اعلام كرده بودم كه او همسر تو خواهد بود ؟ ، اين معنا از على بن الحسين ( ع ) نيز روايت شده « 3 » .
و در الدر المنثور است كه احمد ، عبد بن حميد ، بخارى ، ترمذى ، ابن منذر ، حاكم ، ابن مردويه ، و بيهقى در سنن خود از انس روايت كردهاند ، كه گفت : زيد بن حارثه نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، و از زينب همسرش شكايت كرد ، رسول خدا ( ص ) مكرر به او فرمود : از خدا بترس و همسرت را داشته باش ، دنبال اين جريان اين آيه نازل شد : * ( « وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّه مُبْدِيه » ) * .
انس آن گاه اضافه كرد : اگر رسول خدا ( ص ) چيزى از وحى خدا را حاشا و كتمان مىكرد ، جا داشت اين آيه را كتمان كند ، ( و چون نكرد بايد بفهميم هيچ يك از آيات خدا ، و حتى يك كلمه از آنها را كتمان نكرد و ناگفته نگذاشت . . . « 4 » .
مؤلف : اين گونه روايات در مساله مورد بحث بسيار زياد است ، هر چند كه بسيارى از آنها خالى از شبهه نيست ، و در بعضى از آنها آمده كه : رسول خدا ( ص ) در ازدواج با هيچ يك از همسرانش آن وليمه اى كه در ازدواج با زينب داد تهيه نديد ،
هامش
( 1 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 194 باب 14 .
( 2 ) عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 203 ، باب 15 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 360 .
( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 201 .