ولى خشيت از غير خدا را نمىتوان به ايشان نسبت داد ، در قرآن هم مىبينيم با اينكه خشيت از غير خدا را از ايشان نفى كرده ، نسبت خوف را به ايشان داده ، مثلا از موسى ( ع ) نقل فرموده كه گفت : « فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ » « 1 » و در خصوص رسول خدا ( ص ) فرموده : « وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً » « 2 » البته اين معنايى كه براى دو كلمه خوف و خشيت گفتيم ، معناى اصلى اين دو كلمه است ، و منافات ندارد كه گاهى ببينيم با آن دو معامله مترادف كنند ، و هر دو را به يك معنا استعمال نمايند .
از آنچه گذشت روشن شد كه خشيت بطور كلى از انبياء نفى شده ، هر چند كه از ظاهر سياق بر مىآيد كه تنها در تبليغ رسالت دچار خشيت از غير خدا نمىشوند ، علاوه بر اينكه تمام افعال انبياء مانند اقوالشان ، جنبه تبليغ را دارد ، و فعل آنان عينا مانند قولشان براى مردم حجت ، و بيانگر وظائف خدايى است ، پس اگر ظاهر سياق مىرساند كه در مقام تبليغ رسالت از غير خدا خشيت ندارند ، تمامى حركات و سكنات و اقوال ايشان را شامل مىشود .
* ( « وَكَفى بِاللَّه حَسِيباً » ) * - « حسيبا » يعنى « محاسبا » خدا براى محاسب بودن و به حساب آوردن اعمال كوچك و بزرگ شما كافى است ، پس واجب است كه از او خشيت داشته باشيد ، و از غير او دچار خشيت نشويد .
* ( « ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ اللَّه وَخاتَمَ النَّبِيِّينَ . . . » ) *
شكى نيست در اينكه آيه شريفه در اين مقام است كه اعتراضى را كه مردم به رسول خدا ( ص ) كردند كه چرا همسر پسر خوانده اش را گرفت ؟ جواب گويد ، و حاصل آن اين است كه رسول گرامى ما پدر هيچ يك از مردان موجود و فعلى شما نيست ، تا ازدواجش با همسر يكى از شما ، ازدواج با همسر پسرش باشد ، و بنا بر اين خطاب در * ( « مِنْ رِجالِكُمْ » ) * به مردم موجود در زمان نزول آيه است ، و مراد از رجال ، مقابل زنان و فرزندان است ، و نفى پدرى ، نفى تكوينى است ، يعنى هيچ يك از مردان شما از صلب او متولد نشدهاند ، نه نفى تشريعى ، و جمله مورد بحث ، هيچ بويى از تشريع ندارد .
و معنايش اين است كه محمد پدر احدى از اين مردان كه همان مردان شما باشند نيست ، تا آنكه ازدواجش با همسر يكى از آنان ، بعد از جدايى ، ازدواج با همسر فرزندش باشد ، و زيد بن حارثه هم يكى از همين مردان شماست ، پس ازدواج رسول خدا ( ص )
هامش
( 1 ) همين كه از شما احتمال خطر احساس كردم پا به فرار گذاشتم . سوره شعراء ، آيه 21 .
( 2 ) هر گاه از قوم ترس خيانت داشتى . سوره انفال ، آيه 58 .