در صورتى است كه كلمه « ما » را موصوله ، و به معناى « آنچه » بگيريم ، و اما اگر مصدر بگيريم معنايش چنين مىشود - و ليكن در تعمد دلهايتان گناه هست ، و جمله * ( « وَكانَ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً » ) * مربوط به موارد اشتباه و خطا است .
* ( « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْواجُه أُمَّهاتُهُمْ » ) * « انفس مؤمنين » ، يعنى خود مؤمنين ، و بنا بر اين ، معناى « أولى بودن رسول خدا ( ص ) به مؤمنين از خود مؤمنين » اين است كه آن جناب اختياردارتر نسبت به مؤمنين است از خود مؤمنين ، و معناى اولويت اين است كه فرد مسلمان هر جا امر را دائر ديد بين حفظ منافع رسول خدا ( ص ) و حفظ منافع خودش ، بايد منافع رسول خدا ( ص ) را مقدم بدارد .
و بنا بر اين معناى آيه اين مىشود كه مؤمن هر حق و منافعى كه براى خودش قائل است ، اگر حفظ جان خويش است و اگر دوست داشتن خودش است ، و اگر براى خود حرمتى قائل است ، و اگر استجابت دعوت است ، و اگر به كار بردن اراده خويش است ، هر چه باشد ، رسول خدا ( ص ) مقدم بر او است ، يعنى هر جا كه امر دائر شد بين حفظ جان رسول خدا ( ص ) ، يا جان خودش ، يا بين دوست داشتن رسول خدا ( ص ) ، يا دوست داشتن خودش ، و همچنين ساير موارد ديگر ، جانب رسول خدا ( ص ) را بر جانب خود ترجيح دهد .
در نتيجه ، اگر در هنگام خطر ، جان رسول خدا ( ص ) در مخاطره قرار گيرد ، يك فرد مسلمان موظف است كه با جان خود سپر بلاى آن جناب شود و خود را فدايش كند .
و همچنين در تمامى امور دنيا و دين ، رسول خدا ( ص ) أولى و اختياردارتر است ، و اينكه گفتيم در تمامى امور دنيا و دين ، به خاطر اطلاقى است كه در جمله * ( « النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ) * هست .
از اينجا روشن مىشود اينكه بعضى « 1 » گفتهاند : مراد اولويت آن جناب در دعوت است ، يعنى وقتى آن جناب مؤمنين را به چيزى دعوت كرد ، و نفس مؤمنين ايشان را به چيز ديگر ، واجب است دعوت او را اطاعت كنند و دعوت نفس خود را عصيان كنند ، در نتيجه آيه مورد بحث همان را مىگويد كه آيه « وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ » « 2 » و آيه
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 523 .
( 2 ) سوره نساء ، آيه 59 .