تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
* ( « سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّه مِنَ الصَّالِحِينَ » ) * - يعنى من از صالحين هستم ، و ان شاء اللَّه تو هم اين معنا را در من خواهى يافت ، پس استثناء ( ان شاء اللَّه ) مربوط به صلاحيت او فى نفسه نيست ، بلكه متعلق است به دريافت موسى . * ( « قالَ ذلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَاللَّه عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ » ) * ضمير در « قال » به موسى ( ع ) برمىگردد ، موسى در پاسخ شعيب ( ع ) گفت : * ( « ذلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ » ) * يعنى اين قرارداد كه گفتى و شرطها كه كردى ، و اين معاهده كه پيشنهاد نمودى ثابت باشد بين من و تو ، نه من مخالفت آن كنم ، و نه تو . * ( « أَيَّمَا الأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ » ) * اين جمله بيان آن دو مدتى است كه در كلام شعيب آمده و معين نشده بود ، بلكه به طور مردد گفت : اگر ده سال تمامش كنى خودت كرده اى ، و معناى جمله مورد بحث اين است كه : من خود اختيار دارم كه هر يك از اين دو مدت را بخواهم برگزينم ، خلاصه اين اختيار واگذار به من است ، اگر تنها هشت سال خدمت كردم ، تو حق ندارى مرا به بيشتر از آن ملزم كنى ، و اگر ده سال را برگزيدم باز هم نمىتوانى مرا از آن دو سال اضافى منع كنى . * ( « وَاللَّه عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ » ) * - خدا را در آنچه بين خود شرط و پيمان بستند ، وكيل مىگيرد ، كه به طور ضمنى او را گواه هم گرفته ، تا در صورت تخلف و اختلاف حكم و داورى بين آن دو با او باشد ، و به همين جهت نگفت خدا شاهد باشد ، بلكه گفت وكيل باشد ، براى اينكه شهادت و داورى هميشه با خدا هست ، احتياج به شاهد گرفتن كسى ندارد ، و اما وكيل شدنش وقتى است كه كسى او را وكيل خود بگيرد مانند يعقوب كه وقتى مىخواست از فرزندانش ميثاق بگيرد كه يوسف را به او برگردانند - بنا به حكايت قرآن كريم در آيه « فَلَمَّا آتَوْه مَوْثِقَهُمْ قالَ » - گفت : « اللَّه عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ - خداوند بر آنچه مىگويم وكيل است » « 1 »
بحث روايتى
در كتاب كمال الدين « 2 » به سندى كه وى به سدير صيرفى دارد ، از او از امام صادق
هامش
( 1 ) سوره يوسف ، آيه 66 . ( 2 ) كمال الدين و تمام النعمة ، ص 150 .