تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
* ( « فَسَقى لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » ) * موسى ( ع ) از گفتار آن دو دختر فهميد كه واپس شدن آن دو از آب دادن گوسفندان ، هم به خاطر نوعى تعفف و تحجب آن دو است و هم به خاطر ستم مردم به آن دو لذا پيش رفت و براى آنان آب كشيد ، و گوسفندان ايشان را سيراب كرد . * ( « ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقالَ رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » ) * - يعنى پس از آب دادن گوسفندان برگشت به طرف سايه ، تا استراحت كند ، چون حرارت هوا بسيار زياد بود ، آن گاه گفت : « پروردگارا من به آنچه از خير به سويم نازل كرده اى محتاجم » و بيشتر مفسرين اين دعا را حمل بر درخواست طعام كرده‌اند ، تا سد جوعش شود ، بنا بر اين بهتر آن است كه بگوييم مراد از « ما » در جمله * ( « لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ » ) * . نيروى بدنى است ، كه بتواند با آن اعمال صالح و كارهايى كه موجب رضاى خداست انجام دهد ، مانند دفاع از اسرائيلى ، و فرار از فرعون به قصد مدين ، و آب دادن به گوسفندان شعيب ، و « لام » بر سر كلمه « ما » به معناى « الى » است . و اين اظهار فقر و احتياج به نيرويى كه خدا آن را به وى نازل كرده و به افاضه خودش به وى داده ، كنايه است از اظهار فقر به طعامى كه آن نيروى نازله و آن موهبت را باقى نگهدارد . از اين بيان روشن مىشود كه موسى ( ع ) در اعمال خود مراقبت شديدى داشته ، كه هيچ عملى انجام نمىداده ، و حتى اراده اش را هم نمىكرده ، مگر براى رضاى پروردگارش ، و به منظور جهاد در راه او ، حتى اعمال طبيعىاش را هم به اين منظور انجام مىداده ، غذا را به اين منظور مىخورده كه براى جهاد ، و تحصيل رضاى خدا نيرو داشته باشد . و اين نكته از سراپاى داستان او به چشم مىخورد ، چون بعد از زدن قبطى بلافاصله از اينكه نيرويش صرف يارى مظلوم و كشتن ظالمى شده ، به عنوان شكرگزارى فرموده : « رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيراً لِلْمُجْرِمِينَ » و نيز وقتى كه از مصر بيرون آمد از در انزجار از ستم و ستمكار گفت : * ( « رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ » ) * و نيز وقتى كه به راه افتاد از شدت علاقه به راه حق ، و ترس از انحراف از آن راه ، اظهار اميدوارى كرد كه : * ( « عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ » ) * و باز وقتى كه گوسفندان شعيب را آب داد ، و به طرف سايه رفت از در مسرت از اينكه نيرويى كه خدا به او داده ، صرف در راه رضاى خدا شده ، و دريغ از اينكه اين نيرو را از كف بدهد ، و نخوردن غذا آن را سست كند ، گفت : * ( « رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » ) * ، و نيز وقتى كه خود را اجير شعيب ( ع ) كرد و دختر او را به عقد درآورد ،
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 34 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى