تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
و در كافى از على بن ابراهيم از پدرش از ابن ابى عمير از شخصى كه نامش را برد ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در ذيل حكايت كلام موسى كه گفت : * ( « رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » ) * فرمود : منظورش طعام بوده « 1 » . مؤلف : عياشى هم نظير آن را از حفص از آن جناب روايت كرده ، و عبارت روايت او چنين است : « طعام مقصودش بوده » « 2 » . و نيز از ليث از امام باقر ( ع ) نظير آن را آورده و در نهج البلاغه هم مثل آن را فرموده ، يعنى فرمود : « به خدا قسم درخواست چيزى جز نانى كه آن را بخورد نكرد » « 3 » . و در الدر المنثور است كه : ابن مردويه از انس بن مالك روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) فرمود : وقتى موسى براى آن دو دختر آب كشيد و سپس به طرف سايه رفت ، و گفت : * ( « رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ » ) * آن روز موسى به يك مشت خرما محتاج بود « 4 » . و در تفسير قمى مىگويد : يكى از دو دختر شعيب ( ع ) به پدر گفت : اى پدر او را اجير خود كن ، چون بهترين اجير آن كسى است كه قوى و امين باشد ، شعيب در پاسخ گفت : به من گفتى كه قوتش را از آب كشيدنش فهميدى ، كه به تنهايى آن همه دلو از چاه كشيد ، اما امانتش را از كجا به دست آوردى در پاسخ گفت : از اينجا كه به من گفت : تو پشت سر من بيا ، و مرا راهنمايى كن ، چون من از دودمانى هستم كه به پشت زنان نظر نمىكنند ، من از اينجا فهميدم او مردى امين است ، چون همين نظر نينداختن بدنبال زنان ، خود از امانتدارى است « 5 » . مؤلف : نظير اين را صاحب مجمع البيان از على ( ع ) روايت كرده « 6 » . و نيز در مجمع البيان است كه : حسن بن سعيد ، از صفوان ، از ابى عبد اللَّه امام صادق ( ع ) روايت كرده ، كه در پاسخ شخصى كه پرسيد : كدام يك از آن دو دختر بود كه آمد و به موسى ( ع ) گفت : پدرم تو را مىخواند ؟ فرمود : همان دختر كه بعدا با او
هامش
( 1 ) فروع كافى ، ج 6 ، ص 287 . ( 2 ) عياشى ، ج 2 ، ص 330 . ( 3 ) نهج البلاغه صبحى الصالح ، ص 226 . ( 4 ) الدر المنثور ، ج 5 ، ص 125 . ( 5 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 138 . ( 6 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 248 .