* ( « ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ما لَكُمْ مِنْ دُونِه مِنْ وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ » ) * چون ولايت و شفاعت نيز مانند استواء بر عرش از شؤون تدبير است .
* ( « ما لَكُمْ مِنْ دُونِه مِنْ وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ » ) * - « ولى » به معناى كسى است كه مالك تدبير امر چيزى باشد ، و معلوم است كه امور ما و آن شؤونى كه قوام حيات ما به آنهاست قائم به هستى است ، و محكوم و در تحت تدبير نظام عامى است كه حاكم بر همه هستى است ، و نيز محكوم به نظام خاصى است كه خود ما انسانها داريم ، و نظام هر چه باشد چه عامش و چه خاصش از لوازم و خصوصياتى است كه خلقت هر چيزى دارد ، و خلقت هم هر چه باشد مستند به خداى تعالى است ، پس اوست كه خصوصيات هر موجودى و از آن جمله انسان را داده ، و در نتيجه باز همو است كه براى انسان نظامى مخصوص به خودش ، و نظامى عام مقرر كرده ، پس او مدبر و ولى ماست ، كه به امور ما رسيدگى نموده و شؤون ما را تدبير مىكند ، همانطور كه ولى هر چيزى است ، شريكى برايش نيست .
و « شفيع » - بنا بر آنچه در مباحث شفاعت در جلد اول از اين كتاب گذشت - عبارت شد از كسى كه منظم به سببى ناقص شود ، و سببيت ناقص را تكميل كند ، پس شفاعت عبارت است از تتميم سبب ناقص در تاثيرش ، و چون اين معنا را با اسباب و مسببات خارجى تطبيق كنيم ، نتيجه اش اين مىشود كه هر يك از اسباب و شرايط عالم ، شفيع يكديگرند ، چون سببيت يكديگر را در تاثير تكميل مىكنند ، هم چنان كه هر يك از ابر ، باران ، آفتاب ، سايه ، و امثال آن شفيع روييدنيها هستند ، چون هر يك از نامبردگان سببيت ديگرى را تكميل مىكند .
حال مىگوييم ، وقتى پديد آورنده اسباب ، و اجزاى آنها ، و ربط دهنده بين آنها ، و مسببات ، خداى سبحان باشد ، پس خدا شفيع حقيقى است ، كه نقص هر سبب را تكميل مىكند ، پس شفيع واقعى و حقيقى تنها خدا است ، و غير از او شفيعى نيست .
به بيانى ديگر و دقيقتر اينكه : قبلا كه پيرامون اسماء حسنى بحث مىكرديم ، ( جلد هشتم ) ، گفتيم كه اسماء حسناى خداى تعالى واسطه هايى بين او و بين خلقش در رساندن فيض به ايشان هستند ، مثلا خداى تعالى بدان جهت كه داراى اسم رازق ، جواد ، غنى ، و رحيم است ، به خلق خود رزق مىدهد ، و بدان جهت كه شافى ، معافى ، رؤوف و رحيم است بيماران را شفا مىدهد ، و بدان جهت كه شديد البطش ، ذو انتقام و عزيز است ، ستمكاران را هلاك مىكند ، و همچنين هر فيضى را كه به خلق مىرساند ، به وساطت يكى از اسماء حسنايش مىرساند .