مكرر گفتيم ، وثنىها قائل به موجودى به نام رب العالمين نيستند ، براى هر عالمى ربى قائلند ، و رب همه آن ربها را خدا مىدانند ، و ( خدا منزه و بزرگتر است از آنچه اينان مىگويند ، و بسيار هم بزرگتر است ) .
* ( « أَمْ يَقُولُونَ افْتَراه بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ . . . » ) *
كلمه « ام » به اصطلاح ادبى منقطعه است ، كه معناى « بلكه » را مىدهد ، و معنا را چنين مىكند : بلكه مىگويند قرآن را به خدا افتراء بسته ، و از ناحيه خدا نيست ، آن گاه سخن آنان را رد نموده ، مىفرمايد : * ( « بَلْ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ لِتُنْذِرَ . . . » ) * .
* ( « لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أَتاهُمْ مِنْ نَذِيرٍ مِنْ قَبْلِكَ » ) * - بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند منظور از اين قوم ، قريش است ، چون هيچ پيغمبرى قبل از آن جناب به سوى قريش گسيل نشده بود ، به خلاف اقوام ديگر عرب ، كه بعضى از پيغمبران به سوى ايشان مبعوث شده بودند ، مانند خالد بن سنان عبسى ، و حنظله ، كه بنا به آنچه در روايات است دو تن از پيغمبران عرب 0 بودند .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : مراد از قوم مذكور ، همه اهل فترت ، يعنى مردم ما بين عيسى و محمد ( ص ) است ، چون در اين فاصله زمانى ، مردم از مساله دين و از وظائفى كه در قبال نعمتهاى الهى داشتند ، و از آن غرض كه به خاطر آن خلق شده بودند ، يعنى عبادت ، به كلى غافل ماندند . ليكن اين تفسير صحيح نيست ، براى اينكه معناى فترت اين است كه مدتى پيغمبر صاحب شريعت و كتاب مبعوث نشده باشد ، كه اين مدت را مدت فترت مىنامند ، و اما مدت مبعوث نشدن پيامبران بى شريعت ، اولا فترت نيست ، و ثانيا قبول نداريم كه ما بين عيسى و محمد ( ع ) چنين پيامبرانى نيامده باشند ، با اينكه زمان فاصل بين آن دو پيامبر شش قرن بوده .
* ( « لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ » ) * - غايتى است براى ارسال رسول ، اما نه غايتى حتمى ، بلكه رجائى و احتمالى ، ( توضيح اينكه : هدايت يافتن قوم مذكور نتيجه و غايت رسالت رسول خدا ( ص ) است ، اما نتيجه احتمالى ، و لذا فرمود : شايد هدايت شوند ، و آرزوى مذكور از خدا نيست ، چون كسى آرزوى چيزى را مىكند كه از شدن و نشدن آن بى خبر باشد ، و خدا منزه از بى خبرى است ، بلكه آرزو قائم به مقام است ، و يا قائم به مخاطب است ، كه همان
هامش
( 1 ) كشاف ، ج 3 ، ص 507 . و مجمع البيان ، ج 8 ، ص 325 .
( 2 ) فخر رازى ، ج 25 ، ص 167 .