تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
« محسن » اسم فاعل از مصدر احسان است ، و احسان به معناى به جا آوردن اعمال صالح است با داشتن يقين به آخرت ، هم چنان كه در اول سوره كه مىفرمايد : « هُدىً وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ » ، خودش محسنين را به اين معنا تفسير كرده ، فرموده : « الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ - كسانى كه نماز مىخوانند و زكات مىدهند ، و در حالى كه به آخرت يقين دارند » . و كلمه « عروة الوثقى » به معناى دستآويزى است كه قابل جدا شدن نباشد . و معناى آيه اين است كه هر كس خود را يگانه بداند ، و با يقين به معاد عمل صالح انجام دهد ، او اهل نجات است ، و سرانجام هلاك نخواهد شد ، چون سرانجامش به سوى خدا است ، و همو وعده نجات و رستگاريش داده است . از اين بيان روشن مىشود كه جمله * ( « وَإِلَى اللَّه عاقِبَةُ الأُمُورِ » ) * ، در مقام تعليل جمله * ( « فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى » ) * مىباشد ، چون اين جمله ( دستاويز محكم ) استعاره تمثيلى ، از نجات و رستگارى است ، مىگويد براى اين به چنين دستاويزى چنگ زده ، كه منتهى به خدايى است ، كه وعده چنين نجات و فلاحى را داده است . * ( « وَمَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُه ) * . . . * ( إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ » ) * اين آيه رسول خدا ( ص ) را تسليت مىدهد و دلخوش مىكند تا اندوه بر او چيره نشود ، به اينكه بالآخره روزى به سوى خدا بر مىگردند ، و خدا به آنچه مىكرده‌اند آگاهشان مىكند ، يعنى حقيقت اعمالشان و آثار سوء آن كه همان آتش است برايشان هويدا مىگردد . * ( « نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ » ) * - در اين جمله با بيانى ديگر از حقيقت حال كفار پرده بردارى مىكند ، چون در جمله * ( « إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا » ) * چه بسا توهم گردد ، مادامى كه در دنيا و متنعم به نعمتهاى آن هستند ، دست خدا به ايشان نمىرسد ، و از قدرت خدا خارجند ، بله بعد از آنكه مردند يا مبعوث شدند آن وقت داخل در قدرت خدا مىشوند ، و خدا با عذاب خود از ايشان انتقام مىگيرد . لذا اين جمله اين توهم را دفع نموده و مىفهماند كه كفار در دنيا نيز حتى يك لحظه خارج از تدبير خدا نيستند ، و اگر با متاع اندك دنيا بهره مندشان مىكند ، چيزى نخواهد گذشت كه مضطر و ناچارشان مىكند ، تا با پاى خود به سوى عذابى غليظ روان شوند . پس به هر حال مغلوب و مقهورند ، و دائما امر آنان به دست خدا است و نمىتوانند خدا را به ستوه آورند نه در حال بهره منديشان ، و نه در غير آن حال .