از سياق چنين بر مىآيد ، و در عين حال همين ضمير اسم « كان » ، و جمله * ( « مِثْقالَ حَبَّةٍ » ) * خبر آن است . و مراد از بودن آن در صخره ، پنهان بودن و جايگير بودنش در شكم صخره محكم است ، يا در جوف آسمانها يا در دل زمين ، و مراد از آوردن آن ، حاضر كردنش براى حساب و جزاست .
فصل سابق از كلام لقمان كه نقل شد راجع به توحيد و نفى شريك بود ، و مضمون آيه مورد بحث فصل ديگرى از كلام اوست ، كه مربوط به معاد و حساب اعمال است ، و معنايش اين است كه اى پسرم ! اگر آن خصلتى كه انجام داده اى ، چه خير و چه شر ، از خردى و كوچكى همسنگ يك دانه خردل باشد ، و همان عمل خرد و كوچك در شكم صخره اى ، و يا در هر مكانى از آسمانها و زمين باشد ، خدا آن را براى حساب حاضر خواهد كرد ، تا بر طبقش جزاء دهد ، چون خدا لطيف است ، و چيزى در اوج آسمانها و جوف زمين و اعماق دريا از علم او پنهان نيست و علم او به تمامى پنهانها احاطه دارد ، خبيرى است كه از كنه موجودات با خبر است .
* ( « يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْه عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ » ) * اين آيه و آيه بعدش جزو گفتار لقمان و مربوط به پاره اى از دستورات راجع به عمل و اخلاق پسنديده است .
از جمله اعمال ، نماز است ، كه عمود دين است ، و دنبال آن امر به معروف و نهى از منكر است ، و از جمله اخلاق پسنديده صبر در برابر مصائبى است كه به آدمى مىرسد .
و كلمه « ذلك » در جمله * ( « إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُمُورِ » ) * اشاره است به صبر ، و اگر اشاره را به لفظ « ذلك » آورده ، كه براى دور است ، نه « هذا » كه براى نزديك است ، براى اين است كه به اهميت آن اشاره كرده باشد ، و بلندى مرتبه صبر را رسانده باشد .
و اينكه بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند اشاره است به همه مطالب قبلى ، كه عبارت است از نماز ، امر به معروف ، و نهى از منكر ، و صبر ، صحيح نيست ، چون تنها در اين آيه نيست كه صبر به عنوان عزم الامور ستوده شده ، بلكه اين مطلب مكرر در كلام خداى تعالى آمده ، از آن جمله فرموده : « وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ » « 2 » و نيز فرموده :
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 89 .
( 2 ) و هر آينه آن كس كه صبر كند و ببخشايد اين عمل از عزم الامور است . سوره شورى ، آيه 43 .