تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
ماضى كرده ، كه تنها يك بار را مىرساند ، براى اين است كه شكر وقتى نافع است كه استمرار داشته باشد ، ولى كفر با يك بار هم ضررش خواهد رسيد .
* ( « وَإِذْ قالَ لُقْمانُ لِابْنِه وَهُوَ يَعِظُه يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّه إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » ) * عظمت هر عملى به عظمت اثر آن است ، و عظمت معصيت به عظمت كسى است كه نافرمانىاش مىشود ، چون كه مؤاخذه عظيم نيز عظيم است ، بنا بر اين بزرگترين گناهان و نافرمانىها نافرمانى خدا است ، چون عظمت كبريايى همه از او است ، و فوق هر عظمت و كبريايى است ، چون خدايى است بى شريك ، و بزرگترين نافرمانيهاى او اين است كه برايش شريك قائل شوى . * ( « إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ » ) * - در اين جمله عظمت شرك را مقيد به قيدى با مقايسه با ساير گناهان نكرد ، تا بفهماند كه عظمت ظلم شرك آن قدر است كه با هيچ گناه ديگرى قابل قياس نيست . * ( « وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه ) * . . . * ( إِلَيَّ الْمَصِيرُ » ) * اين آيه ، جمله معترضه اى است كه در وسط كلمات لقمان قرار گرفته ، و از كلمات او نيست ، و اگر در اينجا واقع شده ، براى اين است كه دلالت كند بر وجوب شكر والدين ، مانند شكر خدا ، بلكه شكر والدين ، شكر خدا است ، چون منتهى به سفارش و امر خداى تعالى است ، پس شكر پدر و مادر عبادت خدا و شكر اوست . * ( « حَمَلَتْه أُمُّه وَهْناً عَلى وَهْنٍ وَفِصالُه فِي عامَيْنِ » ) * - در اين جمله پاره اى از مشقات و اذيتها كه مادر در حمل فرزند ، و تربيت او تحمل مىكند ، ذكر شده تا شنونده را به شكر پدر و مادر و بخصوص مادر وا بدارد . كلمه « وهن » به معناى ضعف است ، و در آيه شريفه حال و به معناى صاحب وهن است ، ممكن هم هست مفعول مطلق باشد ، و تقدير كلام « تهن وهنا على وهن » بوده باشد . و كلمه « فصال » ، به معناى از شير جدا شدن ، و شير ندادن به بچه است ، و معناى اينكه فرمود : « از شير گرفتنش در دو سال است » ، يعنى بعد از تحقق دو سال ، آن نيز محقق مىشود ، و در نتيجه مدت شير دادن دو سال مىشود ، و چون با آيه « وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً - حملش و از شير گرفتنش سى ماه است » « 1 » ضميمه شود ، اين نكته به دست مىآيد كه كمترين مدت حاملگى زن شش ماه است ، كه در بحث روايتى آينده ، باز به اين نكته اشاره خواهد شد
هامش
( 1 ) سوره احقاف ، آيه 15 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 322 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى