ان شاء اللَّه .
* ( « أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ » ) * - اين جمله تفسير * ( « وَصَّيْنَا . . . » ) * است ، و معنايش اين است كه وصيت ما همانا امر به شكر پدر و مادر بود ، هم چنان كه امر به شكر خدا نيز كرديم ، و جمله * ( « إِلَيَّ الْمَصِيرُ » ) * انذار و تاكيد امر به شكر است .
در اين جمله نيز التفاتى نظير التفات در جمله * ( « أَنِ اشْكُرْ لِلَّه » ) * به كار رفته ، كه نكته اش نيز همان نكته است .
* ( « وَإِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما ) * . . . * ( كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » ) * يعنى اگر پدر و مادر به تو اصرار كردند كه چيزى را كه علم بدان ندارى و يا حقيقت آن را نمىشناسى شريك من بگيرى ، اطاعتشان مكن ، و براى من شريكى مگير ، و مراد از اينكه شريك مفروض حقيقتش نامعلوم است ، اين است كه چنين چيزى اصلا وجود ندارد ، و مجهول مطلقى است كه علم بدان تعلق نمىگيرد ، پس برگشت معنا به اين مىشود كه چيزى را كه چيزى نيست شريك من مگير ، اين حاصل آن چيزى است كه زمخشرى در كشاف گفته « 1 » ، و چه بسا آيه « أتُنَبِّئُونَ اللَّه بِما لا يَعْلَمُ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ » « 2 » اين معنا را تاكيد مىكند ، يعنى به شريكى كه در همه اين عوالم وجود ندارد .
ولى بعضى « 3 » ديگر از مفسرين گفتهاند كلمه « تشرك » در اينجا به معناى « تكفر » و كلمه « ما » به معناى « الذى » است ، و معناى آيه اين است كه هر چه پدر و مادر به تو اصرار كردند كه به من كفر بورزى ، كفرى كه هيچ دليل و حجتى بر آن نداشته باشى ، اطاعتشان مكن ، مؤيد اين احتمال اين است كه خداى تعالى در كلام مجيدش مكرر سلطان يعنى برهان بر شرك را نفى كرده ، از آن جمله مثلا فرموده : « ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِه إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّه بِها مِنْ سُلْطانٍ » « 4 » و آيات ديگرى نظير آن .
* ( « وَصاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ » ) * - اين دو جمله به منزله
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 494 .
( 2 ) آيا خدا را به چيزى اطلاع مىدهيد كه خودش در همه آسمانها و زمين از وجود آن بى خبر است ؟ . سوره يونس ، آيه 18 .
( 3 ) تفسير روح المعانى ، ج 21 ، ص 87 .
( 4 ) نمىپرستيد بجاى خدا مگر نامهايى را كه خود شما و پدرانتان خدايشان خواندهايد ، و گر نه خدا هيچ سلطانى بر آن نازل نكرده . سوره يوسف ، آيه 40 .