مدت بين دنيا و آخرت را خوابيدهايد ، و اين همان آخرت و روز رستاخير است ، اما شما در دنيا به آن علم و ايمان نداشتيد ( 56 ) .
در آن روز كسانى كه ستم كردند عذرخواهيشان سودشان ندهد ، و ايشان را به دفاع از خود دعوت نكنند ( 57 ) .
براى مردم در اين قرآن همه جور مثل زدهايم ، و چون آيه اى براى ايشان بياورى ، كسانى كه كافرند گويند شما ( از نظر ما ) جز مردمى بيهوده كار نيستيد ( 58 ) .
خدا اين چنين بر دل كسانى كه نمىدانند مهر مىنهد ( 59 ) .
پس تو صبر كن كه وعده خدا درست است ، و آن كسان كه يقين ندارند ، تو را به سبك سرى وا ندارند ( 60 ) .
بيان آيات
اين آيات فصل چهارم از آيات سوره است ، كه از نظر مضمون نظير آيات قبل است ، و سوره با آن خاتمه مىيابد .
* ( « اللَّه الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَشَيْبَةً . . . » ) *
« ضعف » در مقابل قوت است ، و كلمه « من » در جمله « من ضعف » براى ابتداء است . و آيه چنين معنى مىدهد ، كه خدا خلقت شما را از ضعف ابتداء كرد ، يعنى شما در ابتداى خلقت ضعيف بوديد . و مصداق اين ضعف - به طورى كه از مقابله بر مىآيد - اول طفوليت است ، هر چند كه ممكن است بر نطفه هم صادق باشد .
و مراد از قوت بعد از ضعف ، رسيدن طفل است به حد بلوغ ، و مراد از ضعف بعد از قوت ، دوران پيرى است ، و لذا كلمه « شيبة - پيرى » را بر آن ( ضعف ) عطف كرد ، تا تفسير آن باشد ، و اگر « ضعف » و « قوت » را نكره آورد ، براى اين است كه دلالت كند بر ابهام ، و معين نبودن مقدار ، چون افراد در آن اختلاف دارند .
* ( « يَخْلُقُ ما يَشاءُ » ) * - يعنى هر چه مىخواهد خلق مىكند ، هم چنان كه ضعف را خواست و خلق كرد ، و سپس قوت را خواست و خلق كرد ، و در آخر ضعف را خواست و خلق كرد ، و در اين بيان صريحترين اشاره است به اينكه پشت سر هم قرار داشتن اين سه حالت ، از مقوله خلقت است ، و چون اين حالى به حالى كردن انسانها در عين اينكه تدبير است ، خلق نيز