هست ، پس اين نيز ، فعل خدا مىباشد كه خالق اشياء است ، پس ديگر كسى از مشركين نگويد كه اين حالى به حالى كردن انسانها از آنجايى كه از مقوله تدبير است ، به إله انسان مربوط مىشود ، نه خدا .
آن گاه كلام را با ذكر دو صفت علم و قدرت خدا پايان داده ، فرمود : * ( « وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ » ) * .
* ( « وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ » ) * اين آيات به منزله دنباله اى است براى آيات سابق ، كه قدرتنمايىها و براهين خدايى بر وحدانيت او ، و نيز بر معاد را ذكر مىكرد ، و نيز به منزله توطئه و زمينه چينى است براى آيه اى كه سوره با آن ختم مىشود ، چون بعد از آنكه مقدارى از آيات و حجتها را بيان نموده ، و اشاره فرمود به اينكه مشركين از كسانى نيستند كه انتظار ايمان از ايشان داشته ، و يا حتى اميد و طمع آن را داشته باشى ، خواست بيان كند كه ايمان نياوردنشان به خاطر جهلى است كه نسبت به حق دارند ، و سخن حق را باطل مىپندارند و آيات صريح الدلالة را بى دلالت مىپندارند ، و به همين جهت افتراء مىبندند ، و هيچ عذرى هم كه بدان متعذر شوند ندارند .
و اين افتراها و حالى به حالى شدنها ، و ميلشان از حق به باطل ، هم چنان در ايشان ادامه دارد ، و از ايشان جدا شدنى نيست ، تا قيام قيامت ، براى اين كه در آن روز هم امر بر ايشان مشتبه مىشود ، خيال مىكنند كه بين مرگ و قيامت غير از يك ساعت از روز درنگ نكردهاند ، هم چنان كه هر حقى بر آنان مشتبه مىشد ، و آن را باطل مىپنداشتند .
پس اين كه فرمود * ( « وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ » ) * حكايت وضع ايشان است ، كه در مساله فاصله بين دنيا و آخرت دچار اشتباه شده ، به حدى كه پنداشتند كه اين فاصله ساعتى از يك روز بوده .
* ( « كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ » ) * - يعنى اين چنين از حق به سوى باطل مىگرايند ، به سوى حق دعوت مىشوند ، و بر ايشان استدلالها مىشود ، مع ذلك آن را باطل و خرافى مىپندارند .
* ( « وَقالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَالإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّه إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ . . . » ) *
اين آيه حكايت كلام مؤمنين در رد سخن مجرمين است كه مىگفتند : « * ( ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ ) * » چون مجرمين به خاطر روحيه مادى ، و فرورفتگى كه در نشاه دنيا داشتند ، روز قيامت و فاصله آن تا دنيا را محكوم به همان نظام دنيا مىدانستند ، و با آن مقياس مىسنجيدند ، لذا
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٠٨